خلاصه از موارد مهم

سلام

در اینجا  مسائل مختلف وسواس فکری را بحث کردیم اما به نظرم تکرار بعضی از موارد اهمیت دارد که باید سعی کنیم همیشه یادمان باشد

زمانی که وسواس فکری و اضطراب به سمتتان می آید و افکار شما راخسته می کند باید برای رهایی بیشتر خود از فشارهای آن از موارد زیر استفاده کنیم:

1- قرص اعصاب همیشه به عنوان یک گزینه است و استفاده از آن الزامی نیست

می دونیم تمام شرایطی که با آن روبرو می شویم ثابت نیست و با یک استراحت و خواب تغییر می کند.

2- نوشیدن آب در طول روز و زمانهایی که فشار اضطراب و حتی با وسواس فکری روبرو می شویم  خیلی مهم و تاثیر گذار است.

3- افکار اضطراب زمانی که برای ما ایجاد می شوند همیشه متکلمل الوحده هستند و فقط ما به آنها گوش می دهیم.

مرتبا برای ما افکاری با مضمون این درست می شود 

" اگر این اتفاق بیافتد؟"

بهتر است سوالش را بی جواب نگذاریم و از جوابهایی همچون

خوب که چی؟- حالا می خواد چی بشه؟- کی  اهمیت می ده؟

استفاده کنیم.

4- باهاش نجنگیم هرچقدر باهاش بیشتر درگیر بشیم بیشتر شعله ورتر می شود و باید بدانیم اینها تنها فکر و حس هستند و هیچ آسیبی نمی رسانند.

5- خودمان را درگیر فعالیت های مختلف کنیم کتاب بخوانیم حتی کارهای خانه را انجام دهیم( خیلی جالبه اضطراب باعث بشه مردها توی خانه به خانم هایشان کمک کنند یا حتی خانم ها برای همسرانشان لباسهای بافتنی ببافند واقعا اضطراب و وسواس فکری می تواند باعث فعالیت و کار کردن بیشتر شود البته اگر نخواهید گوشه ای بنشینید و خودتان را با آن سرگرم کنید).

زندگی باارزش است و باید برای آن تلاش کنید و باید اعتماد داشته باشید که این شرایطی که در آن هستید ثابت نیست و شما قسمت های مختلف دیگر زندگی هم تجربه می کنید. امید داشته باشید و هیچ وقت تسلیم نشوید.

/ 30 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

ما استعداد و توانایی زیادی داریم وشاید تالان ب خاطراینکه بلدنبودیم ازش استفاده کنیم به جای فایده ازش رنج میبردیم....اما بیاین امیدوار باشیم...که قطعا اینده ی روشنی پیش رومونه.

رعنا

امید وار امیدوار امیدوار باشم باشید باشند اهلذ زمین خاکیا بیایین امیدوار باشیم واقعا قشنگه معذرت میخوام شاید بگین این خیلی دمدمی مزاجه ولی خب دیگه اینم یه خاصیتیه تو من .. این لحظه یه گواهه برای خودم حداقل که ترسامون موقتی اند

ریحانه

رعنا جون نگران نباش...منم اینجوری هستم...تو نظرات قبلیم معلومه اگه ببینی

رعنا

دیدم عزیزم نطرات همه رو هرروز میخونم

ریحانه

داشتم تست دیفرانسیل میزدم همین الان....ازفشاری که روم اورد ولش کردم.سلامتی ک مهمتره!...وقتی دارم تست میزنم چون میخام بیشترشو درست بزنم اگ یکیو اشتباه بزنم کلی به هم میریزم و از حجوم افکار خسته میشم ورهاش میکنم......

ریحانه

سلام.... امشب به طرز شگفت اوری بااینکه زیاد فکر تو ذهنم اومد اما چون خیلی خسته بودم بهشون محل ندادم گفتم هرطور میخاد بشه...من دیگه ازفکر خسته شدم...و شروع کردم خودمو به کارای دیگه سرگرم کردم!بااینکه اون حس خالص ارامشو که قبلا بعضی وقتا سراغم میومد نداشتم اما به نظرم این شجاعته که بیخیال فکرا بشی سخته اما فکرمیکنم بتونم نتیجه بگیرم....درست میگم دوستان؟

رعنا

اره باور تنها عاملیه که منجر به نتیجه در هرچیزی میشه باورداشته باشیم هرکااری ممکنه ایمان به انجامش یعنی انجام میشه بیایین باورداشته باشیم به خوبی ها وخوب بودن

محمد حسین

سلام دوستان من دیروز ماشینمو زیر یه دیواری پارک کردم داشتم در ماشینو قفل میکردم که چشمم به دیوار افتاد که یه تابلو زده بود روش نوشته بود اینجا پارک نکنید در صورت پارک کردن پنچر میشود . من گفتم بیخیال من که زود برمیگردم اعتنایی نکردم و رفتم . بعد از دو دقیقه کلی فکر تو ذهنم شروع شد - مثلا اگه ماشینمو پنچر کنن چی کنم ( زاپاسم نداشتم ) - اگه رو لج ماشینمو خط بندازن چی کنم حتی داشتم با طرف تو ذهنم دعوا میکردم که چرا ماشین منو خط انداختی تو فکرم به پلیس هم زنگ زدم یه اشوبی شد تو ذهنم ... خلاصه هزار تا داستان واسه خودم چیدم و کلی خودمو عذاب دادم وقتی برگشتم دیدم هیچ اتفاقی نیفتاده ماشین سرجاش هست فقط من خودمو بطور ناخودآگاه زجر دادم - این بود داستان منو وسواس فکری عزیز که تو روز تعطیل هم دلش نیومد منو تنها بزاره !!!...

ریحانه

ماهمیشه میخاستیم ک زندگیمون بدون هیچگونه نگرانی پیش بره...وهمیشه سعی میکردیم و میخاستیم همه چیو تحت کنترل خودمون بگیریم اما این ی حقیقته که هرچی بیشتر بخای اوضاعو کنترل کنی و همه چی اروم باشه بدترمیشه چون در توان ما نیست همچون چیزی....از طرفی سخته شرایطو نادیده بگیری باوجود نگرانیات خودتو سرگرم کاری کنی و بیخیالش بشی اما فهمیدم که همه ی مردم همینطورن و الزاما لبخند رو لبشون به معنی این نیست که نگرانی ندارن نه اونا فقط بیخیالش شدن.... اره ی جایی باید رها کرد و بیخیال شد و نه به چیزی فکر کرد و نه درمورد چیزی قضاوت کرد....تا خدا خودش از اشفتگی ها عبورت بده...

سعید

سلام من سعید هستم و حدود 11 سال داره با اضطراب طی میکنم..خیلی دیگه خسته شدم همش حس میکنم دارم خفه می شم یا دارم غش میکنم ولی وقتی به جای امن می رسم همه چی تموم میشه ...آبرو من رفته..رفتم دکتر و اون گفت همه اینها افکاره و باید بدونی هیچ آسیبی نمی زنه ولی من رنج میکشم..رنج