سندرم روده تحریک پذیر و وسواس فکری

سلام

به موارد مختلفی در هنگام اضطراب اشاره شد در این پست قصد دارم یکی دیگر از علائم بدنی را در هنگام اضطراب بالا را اشاره کنم که در دنیا این اختلال به نسبت 2 به 1 که به ترتیب خانم ها و آقایان است تجربه می کنند این اختلال در هنگام اضطراب  بالا و یا در دوران وسواس فکری ایجاد می شود که به آن

سندرم روده تحریک پذیر(IBS)

این اختلال  در دوران اضطراب خیلی رایج است، البته بعضی از افراد با ترس از سلامتی آن را به عنوان یک بیماری خیلی حاد در نظر می گیرند. البته بگم کلا این اختلال به عنوان بیماری در علم پزشکی اشاره نمی شود و اگر دچار آن باشید و از روده تان آزمایش بگیرند مشکلی را پیدا نخواهند کرد این اختلال بیشتر عصبی است که می تواند روی دفع، یبوست و ... اثر بگذارد در این پست نمی خواهم در مورد آن توضیح دهم که اگر یک جستجویی بکنید در مورد آن اطلاع بیشتری پیدا خواهید کرد اما در ادامه به سوال و جواب افرادی که دچار آن بوده اند را برای شما دوستان ترجمه کرده ام که امیدوارم برای آگاهیتان مفید باشد:

 

کاترین: آیا کسی کاهش وزن دائمی در دوران اضطراب بالا را تجربه کرده است؟

 

برگ :

سلام کاترین می خواهم داستان خودم را که فکر می کنم شبیه تو باشد را با تو در میان بگذارم:

من 12 کیلو در آن دوران کم کردم، و بسیار استخوانی و ضعیف شده بودم که در هیچکدام از دوران زندگی همچین شرایطی را تجربه نکرده بودم و  برایم نگران کننده شده بود ( حتی دکترم بسیار برای شرایطم نگران  بود) کل هفته احساس تهوع داشتم و روزانه مقدار کمی غذا در معده ام بود و برای روزهای زیادی غذایی مصرف نمی کردم انگار سوخت و ساز نداشته باشی. بعضی از اوقات حتی فکر/ بو و یا نگاه به غذا باعث می شد که از غذا کناره گیری کنم. شکم درد شدیدی داشتم که بعضی از اوقات می آمد و باز دوباره می رفت.

مشکلات شکمی بسیاری پیدا کرده بودم برای چند هفته دچار یبوست شده بودم و چند هفته بعدش، همه اش اسهال داشتم( ببخشید برای بیان این مطالب با جزییات) مدفوعم رنگهای عجیب و غیرعادی داشت و مرتبا رنگ و مقدارش متفاوت می شد.

مرتبا گریه می کردم متقاعد شده بودم که انگلی در شکمم است و به تمام بدنم سرایت پیدا می کند. توی ذهنم مطمئن شده بودم این انگل را چند ماه پیش که به تعطیلات رفته بودم حتما آن زمان گرفته بودم. ذهنم سناریوهای بدی را برام مرتب می ساخت. چندین مرتبه آزمایش مدفوع داده بودم چون جایی خوانده بودم که در بعضی از مواقع در مدفوع انگل دیده نمی شود و باید در نوبت های مختلف انجام شود بابت همین 4 مرتبه اینکار را انجام داده بودم. مطمئنا شده بودم که دچار بدترین حالت شده ام، کاملا کلافه شده بودم.

دکترم هم حسابی نگران بود چون داشتم مرتبا وزن کم می کردم و مشکل شکمم هم اذیتم می کرد. برای خودم برنامه داشتم که مرتبا کلونوسکوپی و اندوسکوپی انجام دهم و حتی نمونه بافت هم انجام دادم تا ببینم که دقیقا توی شکم و روده هام چه خبره. حتی قسمت های مختلف شکم و روده و قسمت های دیگر هم آزمایش فراصوت داده بودم تا مطمئن شوم که چیزی فراموش نشده است. نتیجه آزمایش ها که چند ماه طول کشید چیزی به جز IBS نبود و می توانست خیلی سریعتر برطرف شود. 

بعد از آن به پیش دکتر تغذیه رفتم تا بدنم را از نظر مواد معدنی و طبیعی بسازد.( خیلی به من کمک کرد چون توی آن وقت بدنم ضعیف بود و راحت نمی تونستم چیزی بخورم و تنها آب و مواد مفید را شروع کردم). تغذیه ام شده بود آب میوه و مواد مفید تا اینکه بدنم به روال عادی خودش برگشت. من همچنان مشکل معده دارم اما نه به آن بدی سابق که قبلا تجربه کرده بودم. کمکهای بسیاری داشتم اما همچنان به حالت ایده آل نرسیده ام. مراحل زیادی را باید طی کنی اما بهت قول می دهم که حتما از آن عبور می کنی.

با بحثهایی که بین من، مادر و دکترم پیش آمد به این نتیجه رسیدیم که علتش این بود که:

دانشگاه( سال اول، پراسترس ترین سال بود و عادت تغذیه ای مناسب هم نداشتم) و شروع شد به کمتر و کمتر شدن غذایم. در سال دوم دانشگاه  شدت اضطرابم بیشتر شده بود( حسابی ترس از سلامتی اذیتم می کرد و مرتبا دچار حملات پنیک می شدم) این اضطراب مداوم اثر بدی روی معده ام می گذاشت و علاقه ام به غذا را کمتر می کرد. اون زمان احساس گرسنگی نمی کردم و احساس مریضی نسبت به غذا داشتم. به سادگی چیزی نمی خوردم و همین باعث می شد مرتبا وزنم کم شود. و همین که بدن وزنش کمتر می شود و مواد معدنی درستی هم گیرش نیاد باعث می شود که حالت های بدی برای بدنت ایجاد شود و این روند ادامه می یابد( این یک دور وحشت انگیز است).

 

 

همانطوری که اشاره شد بعضی از نشانه های معده از نشانه های اضطراب است که می تواند بعضی از افراد با ترس از سلامتی را درگیر خودش بکند. اختلال سندرم روده تحریک پذیر در دوران اضطراب بالا بسیار رایج است. اگر نسبت به معده مشکل خاصی احساس کردید بهتر است در این مورد هم از دکتر سوال بپرسید تا به راه حل بهتری برسید.

 

/ 19 نظر / 121 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریسا

میشه اسمه سایت هایی که مردم نظراشونو گفتن رو بگید راجع به هیبنوتیزم کسایی که هیبنوتیزم کردن

سیامک

در جواب طلا خانم که فلوکسامین مصرف میکنه خواستم که بهش بگم که فک نکنه یه یه شبه یا با یکی دو ماه خوب خوب میشه شاید بدترم بشی بعضی موقع ها اما چاره ای نیست باید ادامه بدی من خودم نزدیک 8 ماهه دارم مصرف میکنم .خوب نشدم اما از اون روزهایی که داشتم دیوونه میشدم خیلی بهترم ممکنه 2 سال طول بکشی این تجربه یکی از نزدیکامه که اونم فلووکسامین مصرف میکرده

پریسا

اینا که گفتید همش به زبونه انگلیسیه اما بازم ممنون

پریسا

من سایتی رو میخوام که مردم نظراتشنو راجع به هیبنوتیزم بگن کسایی که هیبنوتیزم شدن البته من حالم خیلی بهتره ولی در کل میخوام کامل نتیجه بگیرم

اره اینجوری خیلی بهتره البته من از چندین نفر شنیدم که خیلی عالیه هیبنوتیزم

پریسا

اقا حمید بعد از بهبودیه کامل خیلی دوس دارم در این زمینه ها کمکتون کنم اگر کمکی از دستم بر میاد بگین حتما اخه میدونم این بیماری خیلی سخته واسه همین میخوام کمک کننده باشم به همه ی وسواس فکری ها

ریحانه

من فکرمیکنم با هیپنوتیزم بشود تاحد زیادی بهترشدمگه نیمی از وسواس ارثی نیست؟پس میشودبقیه اش را که ناشی از واکنش های ماست کنترل کرد حداقل کمک کننده است

عليرضا

خيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييللللللللللللللللللللللللللللييييييييييييييييييييييييييي عالي بود تشكر از آقاي سيد حميد عزيز بعضي از دكترها بخاطره اينكه پول بيشتري ازت بگيرن راهنماييت نميكنن تعجب ميكنم اينها چه جوري از خدا نميترسن

عليرضا

راستي داروهاي ضد استرس مثل (سرترالين)داغون ميكنن اين ibs رو البته درمان اصليش خنده هست

نگین

سلام .همسرم مدتی است درگیر وسواس است. واقعا ناعلاج شدم . نمیدونم چجوری بهش کمک کنم. شروع این بیماری با درد قلب شروع شد بعد از مراجعه به چندین متخصص قلب مشخص شد قلبش کاملا سالمه بعد ازاون علایم گوارشی ظاهر شد از معده درد و تهوع و رفلاکس معده که چند روز یکبار بود و نهایت با مراجعه به پزشکای مختلف در نهایت این دردها هم ناپدید شد و تشخیص روده تحریک پذیر را دادن و الان از نفخ و تهوع شدید رنج میبره و هرروز درگیره. به هیچ عنوان قبول نمیکنه وسواس فکری داره و همچنان مطمینه که به یه بیماری خطرناک مثل سرطان مبتلا شده.تمام روز افسردس و حسرت ادمایی رو میخوره که راحت زندگی می کنند. تورو خدا کمکم کنید