سرکوب افکار

سلام

امروز از گفتن یه نکته منفی ام از طرف یکی از دوستان خیلی خودم را باختم و فکرم روش درگیر بود من خیلی تاکید می کردم که باید افکار را پذیرفت اما دیدم دارم دوباره سرکوبش می کنم وقتی متوجه شدم دارم هی ازش فرار می کنم مرتبا احساسه باهام همراه بود شاید سعی می کردم بهش فکر نکنم اما خودم می دونستم از چی ناراحت و درگیر هستم

البته وقتی کسی تعریف مثبت از آدم بکنه توی مواقعی که احساس ضعف می کنیم یادآوری این تعریف می تواند به آدم روحیه بدهد و اعتماد به نفس را بالا ببرد اما متاسفانه همیشه ذهن ما طرف افکار و نکات منفی کشیده می شود و خیلی هم راحت آن نکات مثبت را فراموش می کنیم اما عکس العملمان به آن افکار منفی خیلی شدیدتره

فکر می کنم وقتی وسواس فکری داشته باشید برداشت و قضاوت دیگران روی تان خیلی اثر می گذارد یه طورایی حساسیت آدم بالاتره و برای مدت زمان بیشتری درگیر فکرش هستیم

داشتم می گفتم همین که متوجه این حس منفی شدم به خودم گفتم نمی خوام سرکوبش کنم بذار این فکره بیاد فکره رو گذاشتم بیاد بهش گوش دادم هیچ سعی هم نکردم ازش فرار کنم یا بعضا سرکوبش کنم خیلی راحت تر ازم گذشت و خیلی سریع روحیه ام رو به دست آوردم 

همچنان نظرم این است که افکار ناخواسته تان را بذارید باهاش روبرو شوید و تلاشی برای سرکوب کردن و یا عکس العمل احساسی شدیدی هم روی اش خرج نکنید.

/ 4 نظر / 25 بازدید
محمد

با تشکر از مطالب با ارزشتون منم یکی هستم که این مشکلو دارم توصیه میکنم به همه دوستانی که این مشکلو دارن حتما پیش روانپزشک برن و به حرفش اعتماد کنن ،چون واقعا تحملش خیلی سخته ممکنه تو چند ماه اول مصرف دارو شرایط بدتر بشه اما در نهایت بهتر میشه من داروهای مختلفی رو تجربه کردم بنظرم بهترینش فلووکسامینه و وقتی این فکرها میاد بنظرم بهترین روش اینه که به خودت بگی من هر چی آزمایش میدم میگن سالمی اما من راضی نمیشم پس من مشکل دیگه ای دارم[لبخند] [نیشخند] به این شکلک هم تو ذهنت توجه کنی

maryam

سلام..مطالب وبتون خیلی مفیده... من فکر میکنم وسواس فکری خیلی شایع شده و کاملا آزار دهندس.. دیدم ی همچین آدمی..خیلی کمک کردم ولی خوب نشد...خودش رفت اخر...

maryam

سلام آقای محمد...این شعور بالای شمارو نشون میده ک پیش روانپزشک رفتید...کاملا مطمءن هستم ک بهبود پیدا میکنید..ان شاء الله[لبخند]

ولي من مدلم فرق ميكنه وقتي كسي ازم تعريف ميكنه اصلا حرفشو باور نميكنم اما برام پيش اومده كه تو يه تايم كوتاه نزديك 20 نفر از يه سري خصوصيات من تعريف كردن و همين باعث شد كه ناخواسته نسبت به اون خصوصياتم بي تفاوت بشم و يه جورايي از دستشون بدم وقتي كسي ازم انتقاد ميكنه راحت تر باهاش كنار ميام تا تعريف