امید و وسواس فکری

سلام

به نظرتان آیا می شود هم وسواس فکری داشت و هم امید؟(به نظر شاید برسد که این چه سوال احمقانه ای است معلوم است که باید امید داشت) ..... ای کاش قبول می کردیم که باید امید داشته باشیم ولی ظاهرا بعضی از افراد امید خودشان را زود از دست می دهند

حالا حرف من این است که:

                                                امید مایه ی حیات است

بله امید،  باارزشترین چیزی است که خدا برای مواقع سختی در اختیار انسان قرار داده است 

افرادی را می بینم که کوچکترین چیزها آنها را نا امید می کند مثلا یک سرما خوردگی ساده آنها را تا حد مرگ جلو می برد ولی افرادی که امید داشته باشند این مرحله را زودتر طی می کنند

موفقیت و عبور از وسواس فکری به دو مطلب است:

امید

و اعتماد به اینکه حالات اضطراب دائمی نمی باشد و این مرحله می گذرد

تنها اعتماد و امید باعث موفقیت می شود

شاید الان ذهن شما تفسیرهای  و محدویت های مختلفی برای شما بسازد و فکرهای متفاوتی بسازد که همه چیز را به دنبال اثبات یا عدم اثبات ان باشد

با خودتان فکر می کنید که اگر وسواس فکری نداشتید خیلی کارها را انجام می دادید ولی آیا وسواس فکری باعث عدم پیشرفت شما می شود؟ آیا مشکلات باعث بزرگتر شدن ما نمی شوند؟ 

شاید با خودتان بگویید من همیشه با وسواس فکری روبرو خواهم شد و دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد  نه امید نه بهبود 

اما باور کنید که مشکلات باعث رشد و پیشرفت می شود راحتی و آرامش مطلق( چیزی که فکر نمی کنم بتوان کسی را به عنوان مثال اشاره کرد) نمی تواند باعث پیشرفت انسان شود 

امام علی (ع) خود را همچون درختی قوی  اشاره می کند که سختی های بسیار را در زندگی تجربه کرده است تا به این مرحله برسد.

/ 35 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

من دیروز ی ک گذشت خیلی حس خوبی به خودم داشتم و همش امیدوار و خندون بودم.. بااینکه افکار وجود داشتند ولی از روش قبول کردنشون استفاده کردم و اوناهم خیلی منو اذیت نمیکردند ولی هنوز موقع درس خوندن به خاطرش اذیت میشم چون هی میاد و یه مسئله از درس برام مطرح میکنه ک منو نگران میکنه بعد احساس میکنم هیچی بلد نشدم و از سوالای بیشمار تو ذهنم درمورد یه مطلب جدید حس بدی دارم اخرش مجبور میشم درس خوندنو بزارم کنار و ی وقت دیگه بخونم ولی بازم همونجوری میشه...درواقع نمیدونم ایا به باید ب سوالای ذهنم گوش بدم یا بزارم رد شن و برن...نمیدونم...میترسم.....

سارا

سلام.من تازه باوبلاگتون آشناشدم واقعامطالبتون مفیدن ممنون

تمنـــــــــــــــا

reyhaane joon man in moshkelo zamaane konkooram dashtam betorike manam ketaabo mizashtam kenaar yadame unmoghoe az ye fekre jaaleb estefade mikardam va oonam in bud k 1 satle zobaala ro kenaaram tasavor mikardam va fekraye kheili mozahemo az tu zehnam montaghel mikardam be un in 1 rahi bud k khodam ebdaesh kardam va khoob bud 1chize dge inke say konid nakhaaid modaam tu omghe matlab berid va age soali baraatun ijaad shod say konid khodetun javabesh bedid va berid soraaghe mabhase badi ta soaalaatetun edaame daar nashe va say konid zamaane vaghean khaalese motaale atuno bedun havaas parti har dafe yaaddasht konid va say konid dafeye bad afzayeshesh bedid inaa tajrobe haaye man bud omidvaraam betune komak konande bashe

ریحانه

سلام اره منم امسال کنکوری ام ، معلمام هی میگن ساعت درستو ببر بالا میگم منم ارزوم درس خوندنه وخیلی دوس دارم درس بخونم اما این تفکرات و سوالا اذیتم میکنه اما اونا ک درک نمیکنن.هنوز ب جایی نرسیدم ک بگم سوالام الکیه و بتونم ازشون رد بشم و مثلا میخام هی برگردم سوال قبلی ببینم همچیشو بلدم؟!اگر هم نرم اعصابم خورده تا اخرش اگرم برم وقتمو میگیره وقتی هم سوالامو یاداشت میکنم بعدش ک میبینم صفحه کتابم پر از سوال شده وباید همشونو ازیکی بپرسم نگران میشم و میترسم ک نتونم جواب همشو پیداکنم پس شما تجربه کردید این حالت رو تمنا خانوم،....از پیشنهادت متشکرم. از شما هم ممنون اقا حمید

تمنـــــــــــــــا

are maale man avaayel kheili aziatam mikard na say kon dars khundanet keifiate bishtaridashte bashe in kheili khoobe k shomaa inghadr baa deghat mikhunid vali inam dar nazar daashte baashid k konkoor shomaa az hamun mahdudeye ketaab miad va laazem nist kheili pichidash konid ddark mikonam chi migi miduni maa mamulan be havaashi deghat mikonam va az asl ghaafel mishim negaraan nabaash azizam man baa ye rotbeye khoob 1reshte va daneshgaahe khoob ghabul shodam va daaram vase konkoore badi aamaade misham ensha allah be un chizi k dust daari va salaahete miresi

ریحانه

رشته ی دبیرستانت چی بود تمنا جون؟ به نظرم ما چون اصل موضوعو میفهمیم میریم سراغ حواشی..یه وقتایی دیگه خود درس چیزی واسه گفتن نداره اما ما اگه روش متمرکز بشیم قطعا نکات موزدسوالی رو پیدامیکنیم هنوز....اما حقیقت اینه ک خداکه همچون ذهن فعالی رو به ماداده توانایی کنترلشم کم کم به مایاد میده تا جایی ک بتونیم ازاین توانایی در راه مثبت استفاده کنیم! اینکه میگن هرچیزی رو باید بلد باشی باهاش کارکنی همینه ماها هوش وتوانایی خیلی خوبی داریم اما چون هنوژ درست بلد نیستیم ازش استفاده کنیم واسمون ازار دهنده جلوه میکنه! به همه ی اونایی اینجوری هستن میگم که خدا خیلی دوسمون داره.............همین کافیه!

تمنـــــــــــــــا

تجربی اره ازاین بابت با تودرسای تحلیلی و مفهومی مشکلی نداریم اره این 1 مهارته که به مرور زمان یادش می گیریم واقعاهم همین طوره خداواقعادوستمون داره موفق باشی

ماهی

سلام بچه ها.نبینم احساس بد بختی و کمبود کنیدااااا.این بیماری یکی اززبیماری های خفیف روانی ودجزو اختلالات نروز یا اضطرابیه.و چه بخوایم و نخوایممم ایجاد شده ولی من خودمم کامل نتونستم بپذیرمش.شما دقیقا چه جوری پذیرفتیش ؟

رعنا

سلام .. من تازه با سایتتون اشنا شدم مطالب مفیدن واقعا