خاطرات وسواس فکری

سلام

بعضی از اوقات یادآوری مشکلات گذشته می تواند باعث رنجش شود. اینکه با خودتان یادآوری کنید که چه مشکلاتی در گذشته با وسواس فکری داشته اید مثلا همین دیروز حسابی درگیرش بودید ولی الان فکر حسهای آن باعث ناراحتی تان شده است و مرتبا می ترسید که دوباه بیاید و این فکر شما را بیشتر رنج دهد یعنی وسواس فکری یک قسمت، و فکر بازگشتش هم یک قسمت دیگر داستان است که باعث ناراحتی شما می شود و مرتبا ازش می ترسید واقعا وسواس فکری عجب موجود عجیبی است!

خوب می خواهم بگم می دونم تجربه وسواس فکری تجربه خوبی نیست اما

وسواس فکری به مرور کاهش می یابد.

وسواس فکری برای همیشه ادامه نمی یابد.

وسواس فکری در هر مرحله ای هم باشد دوباره کاهش می یابد.

اتفاق هایی هم که در گذشته با وسواس فکری داشته اید را به عنوان یک قسمت از خاطراتتان در نظر بگیرید خاطرات می توانند خوب ، بد و یا زشت باشند اما یک قسمت از گذشته ما می باشند حالا ما باید از این خاطرات بترسیم؟ همیشه خاطرات را قبول می کنند، و یادآوری مشکلاتی که باعث ترستان از بازگشتش می شود تنها باعث می شود که دچار اضطراب شوید و یک دست دیگر وسواس فکری را تجربه کنید، همین ، ولی اگر  آن قسمت های گذشته را باتمام تلخی هایش قبول کنید و از آمدن وسواس فکری نترسید اضطرابتان کاهش می یابد و وسواس فکری را خودتان باعث تحریکش نمی شوید 

در ضمن زمانی که دوره تکرار وسواس فکری تان طولانی شود شما در مرحله بهبود قرار گرفته اید البته به شرطی که ترستان از آن کم شود و از تکرارش نترسید چون در مرحله بهبود گاها بعضی از اوقات تکرار می شود اما دردش کمتر است و شما نباید با تجربه کردن دوباره آن نا امید شوید و احساس شکست خورده بکنید.

یک مسئله  در مورد وسواس فکری  که شاید شما از آن بترسید: 

تنهایی باشد

 می ترسید که وسواستان دوباره در تنهایی برگردد

می خواهم بگم از تنهایی نترسید شما حتی اگر در کویر تنهای تنها هم باشید و وسواس فکری برای شما اتفاق بیافتد دوباره چه کسی اطرافتان باشد یا نباشد برای شما متوقف می شود.

/ 22 نظر / 75 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیدرضا

منظور من را متوجه نشدید ما الان دچار وسواسش فکری هستیم و بعضی اوقات ذهن درگیر میشود همراه با ترس حالا ممکن است این ترس ما ترس از آینده باشد مثلا از دست دادن زن ، بچه و.... حالا خدا ناکرده (گوش شیطان کر) این اتفاق بی افتد عکس العمل ما چی خواهد بود

ریحانه

یعنی ما باید همه ترسهایی ک ذهنمون میستزه رو قبول کنیم ؟ اخه بعضیاش خیلی بیهوده باشن شاید و مثلا اگ من اونو به شما بگم بهش بخندین اما همین جیزای ییخود اذیتم میکنه

ریحانه

سلام دیشب درمورد بیماری دوقطبی می خوندم خیلی استرس گرفتم ک نکنه منم اونو داشته باشم اخه نوشته بود علائمش یکیش ناتوانی درتصمیم گیری حتی در موارد ساده خب منم گاهی اینطوری میشم شما اطلاعی ازش دارید؟

ریحانه

بعدش تازه نوشته بود ی وقتایی خیلی خوشحالن و ی لحظه خیلی ناراحت... اما اینا تو وسواس فکری هم هست.مگه نه؟

رجعت

کاهی اوقات این اطرافیان هستند که به وسواس فکری دامن می زنند.با یادآوری بعضی از خاطرات.من به شخصه تو اون لحطه واقعا کم میارم

ریحانه

خیلی ممنون خیالم راحت شد ک تنها وسواس فکریه.

آنید

سلام من یه ساله که وسواس دارم...کم کم داشتم خوب میشدم ولی یه استرس بیهوده گرفتم و به هر چیزی که فکر میکنم توی ذهنم میمونه.مثل روزهای اول وسواسم شدم.ناراحتم و ناامید!!قبلا یه فکر مشخص تو ذهنم بود و الان هزارتا افکار.من یه سال تلاش کردم. برای این فکرم.دوباره میتونم آرامشم رو به دست بیارم؟

ندا

سلام من از 16 سالگی وسواس فکری داشتم اما میتونم با افتخار بگم همه اونا از وجودم ریشه کن شدن فقط یه وقتایی یه نوع جدیدی از وسواس مثلا این که چیزی جلو پیشونیم هست خیلی اعصابم بهم میریزه و نمیتونم اونجوری که دوس دارم حرف بزنم و الان تکرار اون خاطرات در ذهنم اینکه احساس میکنم بخاطر سردی احساسم منو دوس ندارن اذیتم میکنه من واقعا اینجوری نیستم

ندا

سلام من میخوام برای همیشه از دست این افکار خلاص بشم میخوام مثل بقیه بشم خیلی جاها موفق و نرمال ظاهر میشم اما یه وقتایی استرس زیاد دارم دقیقا چیزی که نمیخوام اتفاق میافته تو رو خدا بگید میتونم خلاص بشم چه جوری ؟خیلی دوس دارم اونقد خوب حرف بزنم مثل احسان علیخانی بشم من با کسی حرف میزنم نمیتونم متمکز بشم

ندا

خیلی خاطرات تلخ از زمانی که وسواس فکری دارم وبه دیگران مخصوصا کسی که خیلی دوستش دارم توجه نکردم یاحرف نامربوطی زدم برایم ازار دهنده فقط خداست بهم ارامش میده