ترس از حادثه

سلام

موردی از اختلالات اضطرابی وجود دارد که متاسفانه زیاد در موردش بحث نشده است و فکر می کنم باید با آن بیشتر آشنا شویم 

زمانی که در مورد حمله وسواس فکری بحث می شود همیشه دیدمون این است که یک عارضه ای به خودی خود ایجاد شده است(سوال) و هرکسی هم در مورد علت های آن توضیح می دهد و عوامل مختلفی را می گوید:

چیزی که خیلی شایع است می گویند که مواد شیمیایی ذهن تنظیمش به هم ریخته است که من خیلی کاری به این بحث فعلا ندارم

فرمی از وسواس فکری وجود دارد که عاملش گذشته است. به آن اضطراب بعد از حادثه می گن، البته از این ترجمه خیلی خوشم نمیاد خودم هم نتونستم یک معنی مناسب تری پیدا کنم اما همان اصطلاح لاتینش فعلا ارجحتر است.

PTSD

خوب همه ما این نوع از افکار را در زندگی تجربه می کنیم به طور مثال شما دارید کاری را انجام می دهید و یک فکر از گذشته یک مرتبه برای شما ایجاد می شود در این لحظه شاید با عکس العملی همراه شوید در واقع ذهن دارد برای ما یک تصویری از گذشته را یادآوری می کند که البته عکس العملمان می تواند خوشحالی ناراحتی و غیره باشد

حالا PTSD چیکار می کند؟

برای کسی که دچار این اختلال اضطرابی می شود مرتبا گذشته را به ذهن فرد می آورد و فرد احساس می کند زیر یک اضطراب دائمی قرار گرفته است. 

مرتبا موجهای ترس براش ایجاد می شود. افراد در این دسته هم دچار حملات وسواس فکری می شوند در این نوع از اضطراب باید حتما ریشه اصلی اضطراب و ترس برای فرد کاهش پیدا کند و وسواس فکری در اینجا اولویت دوم است فرد با بیرون آمدن از این ترس می تواند راحت تر از حملات وسواس فکری راحت شود.

حالا به نظرتون PTSD را چه افرادی می گیرند؟ به نظرتان افرادی که سروتونین مغزشان پایین تر است؟( این بحث سروتونین را به همه اختلال اضطرابی ها، افسردگی ها، دوقطبی ها، شیزوفرنی ها و ...... نسبت می دهند)

می تونم بگم این مورد را تمام جامعه را می تواند تحت تاثیر قرار دهد.

خوب موارد شایع این اختلال به ترتیب زیر قرار گرفته اند:

1- جنگ

 در این حالت که شایعترین حالت PTSD می باشد فرد از صحنه های گذشته اذیت می شود. البته ما هم نمونه هایش را در خانواده هایی که فرزندانشان را در جنگ از دست داده اند دیده ایم که با از دست دادن فرزاندشان مادر و اعضای خانواده هم در معرض این اختلال قرار می گیرند واقعا بعضی از دوستان این نوع اختلال را در جامعه درست درک نکرده اند با از دست دادن یکی از اعضا تمام خانواده تحت فشار آن قرار می گیرند 

و در اینجا PTSD فعالیت می کند و برای فرد مرتبا گذشته را برایش یادآوری می کند و این پیوند خانوادگی یکی از عوامل مهم است در خانواده همگی با هم پیوند عاطفی دارند و هیچوقت فردی از نظر خانواده بی اهمیت نیست

و  فرزندان برای خانوداه بالاترین اهمیت را دارند.

موارد دیگری که در این زمینه شایع هستند عبارتند از :

2- بلایای طبیعی   3- تصادف با ماشین ( متاسفانه این مورد در ایران بسیار بالاست)

4- خشونت های اجتماعی

در این مورد با یک جرم نه تنها یک فرد با آن روبرو هستند بلکه جامعه تحت تاثیر بسیار آن قرار می گیرند که در اینجا اولویت به نظرم باید بیشتر جامعه قرار بگیرد. 

و موارد دیگر ....

در اینجا است که آمار جهانی اعلام می کند از هر 4 نفر در طول زندگی یک نفر به اختلالات اضطرابی دچار می شوند که خودش را درست نشان می دهد و هیچ تضمینی برای کسی وجود ندارد.

/ 11 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رعنا

ممنون از مطلب خوبتو ن امیدوارم هیچکسی دچارش نشه دیگه نه بچه ها نه هیشکی البته امیدوارم هوش سرشار بدون وجود اضطراب وعوارضش توزندگی همه وجودداشته باشه[چشمک]

محمد حسین

سلام دوستان من دیروز ماشینمو زیر یه دیواری پارک کردم داشتم در ماشینو قفل میکردم که چشمم به دیوار افتاد که یه تابلو زده بود روش نوشته بود اینجا پارک نکنید در صورت پارک کردن پنچر میشود . من گفتم بیخیال من که زود برمیگردم اعتنایی نکردم و رفتم . بعد از دو دقیقه کلی فکر تو ذهنم شروع شد - مثلا اگه ماشینمو پنچر کنن چی کنم ( زاپاسم نداشتم ) - اگه رو لج ماشینمو خط بندازن چی کنم حتی داشتم با طرف تو ذهنم دعوا میکردم که چرا ماشین منو خط انداختی تو فکرم به پلیس هم زنگ زدم یه اشوبی شد تو ذهنم ... خلاصه هزار تا داستان واسه خودم چیدم و کلی خودمو عذاب دادم وقتی برگشتم دیدم هیچ اتفاقی نیفتاده ماشین سرجاش هست فقط من خودمو بطور ناخودآگاه زجر دادم - این بود داستان منو وسواس فکری عزیز که تو روز تعطیل هم دلش نیومد منو تنها بزاره !!!...

ُسمانه

در نزدیکی من تا حالا نه کسی تو تصادف کشته شده نه از سقوط ! پس ptsdمغز من هیچ گذشته تلخی وجود نداره که ترشح کنه!پس چرا من می ترسم! مگه اینکه صرفا در نزدیکانت نباشه! مثلا هر وقت پرواز میشه من از استرس سردردهای نبض دار می زنم !دو روز قبلش همچی بهم می ریزه ! راهی هست؟ شما فقط درپست مطرحش کردین ولی راه حلی نبود!

مهدي

سلام واقعا يه سوال وسواس فكري ها بايد ازدوراج كنن يا نه؟ اگه آره چه جوري؟ اين ميتونه عنوان مطلب بعديتون باشه: وسواس فكري و ازدواج و بچه دار شدن

ُسمانه

ممنون منتظرم

محمد حسين

سمانه خانم بنظر من خيلى دليلى نداره اتفاقى واست افتاده باشه يا نه ، وسواس فكرى خودش ميره سراغ حساسيت ماها ميره نقطه ضعف ماها رو پيدا ميكنه بعد شروع ميكنه به تحريك كردنشون ، مثلا مياد يه سرى شواهد ميده كه يه اتفاق بدى داره مي افته حالا اين شواهد اينقدر واقعى هستند كه ادم رو ميبره تو استرس و اظطراب .

رعنا

سلام امروز با بچه های دانشگامون رفته بودیم بازدید به یکی از شهرستونای استانمون واقعا عالی بود خیلی روحیه بخش بود داخل پرانتز خیلی از ترسامم امروزروبرو شدم والبته تسلیم نشدم ,[دست] فقط به این نتیجه رسیدم بابقیه بودن تو دنیای واقعی خیلی قشنگه وادمو اروم میکنه با ادمایی که سلامم شاید نمیکرد بهم امروز باهام حرف زد هرچند کوتاه واقعا روز خوبی بود با همه حساش گرچه یه ذره تفاوتام با بقیه به چشمم خورد ولی راه حل برای حل کردن بعضی از قسمتا هم به فکرم رسید در کل خوب بود امیدوارم ما آدما به خوب بودن با هم بیشتر بها بدیم

رعنا

اره موافقم ترس دقیقا به چیزایی که ما خیلی حساسیم بهش خود به خود رو میکنه انگاری علم غیب داره ولی این پست اقا حمید رو من کاملا درک میکنم این حالت ممکنه کاملا همونطوری که گفتن تو پستشون ادمو دچار وسواس بکنه یعنی اضطرابای کوچیکو بزرگ جمع میشن( مخصوصا اگه ادامه داشته باشن )تبدیل میشن به فکرای وسواسی جورواجور واگه بیشتر مواقع تو معرض این ترس ها ی بیرونی باشی دیگه با گذشت زمان این ترسا رو بیتر وقتا با عناوین مختلفی داری خیلی خوب میشه این ترسا رو اگه هستن هنوز برطرفشون کنیم واگه نمیشه رفعشون کرد بدونیم که این ترسا منشاشون چیه و چرا ایجاد میشن و چه مواقعی . تا بتونیم برطرفشون کنیم و بی تفاوت باشیم نسبت بهشون

رعنا

یه دنیا ممنون خوشحالم خوشتون اومده امیدوارم کردین

رعنا

[لبخند]