سیستم تلقین

سلام

برای آرام کردن وسواس فکری و آرام کردن افکار اضطرابتان بهترین سیستم برای آن تنها تلقین می باشد

یعنی چی؟

به طور مثال شما الان دچار وسواس فکری شده اید و دوست دارید مرتبا راه بروید و به آن فکر کنید و در انتها از این شرایط و افکار دچار ناراحتی و نا امیدی می شوید

دقیقا می دونید که این حالات طبیعی نیستند و می توانید بین این افکار تمایز ایجاد کنید اما وقتی درگیر آن می شوید خیلی از مسائل را نادیده می گیرید و حسابی درگیر آن می شوید

در زمان شروع وسواس فکری تنها چیزی که می تواند آن را آرام کند یادآوری و تلقین این است که همه چیز طبیعی است و جایی برای نگرانی نیست با وجودی که همچنان ذهنتان به آن بدبین است

در این مواقع تکرار و تلقین افکار مثبت در مورد این که این شرایط تمام می شود افکار پراکنده تان را آرام و متمرکز می کند و از آن هیجان و بی قراریتان کم می کند

حالا به نظرتان این تلقین توسط خودتان چقدر می تواند آرامتان کند؟

می تونم بگم کم است 

ولی مطمئنا اگر کسی اینکار را برای شما بکند اثرش برای شما بیشتر می شود و آرامش شما را بیشتر می کند وقتی کسی پیش شما باشد و مرتبا به شما تلقین کند خیلی آرامتان می کند. اساس کار اصلی سیستم یادآوری است که این شرایط هر چیزی که باشد می گذرد و در این نقطه نمی ماند

 تکرار مسائل و افکارتان می تواند دیگران را خسته کندلبخند البته دقیقا افراد دیگر این حساسیت و حالات شما را درست درک نمی کنند اما با آرام کردن یکسری از افکارتان می تواند شما را راحت تر کنند.

پذیرش و  اعتماد به نفستان با کاهش و توقف حمله وسواس فکری بالا می رود و کمتر نسبت به آن ترس برتان می دارد 

وسواس فکری با همه ی سختی که در آن شاید وجود داشته باشد اما هیچ تراژدی بزرگی نیست

اضطراب قسمتی از زندگی افراد است که باعث تحرک و پیشرفت افراد می شود و همه ی افراد با آن درگیر هستند که شما باید داشتن آن را قبول کنید نه اینکه با آن به خشم و ترس برسید

/ 15 نظر / 290 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیدرضا

من برای فرار از افکار بدم به کتاب و خواندن مطالب مفید رو میارم و برای خودم عادت ایجاد میکنم به جای فکر کردن به ترس های بی جهت مطلب علمی یاد بگیرم در تمام زمینه ها من مدتی تو عرفان سیر کردم مثنوی معنوی مولانا را خواندم حافظ و قرآن را با معنی خواندم ذهن ما خیلی نقاد و عمیق هست مطالبی را پیدا کردم که تو هیچ کتابی نبودش برای همه جدیده اگر کتاب کنمش میترکونه ، الان دارم به تاریخ علاقه مند میشوم قبلا در فیزیک به صورت کلی یک سیری کردم . خودم درک کرده بودم که این هجوم افکار بیخود به خاطر این موضوع است که یک ما عادت داریم ذهنمان یک نشخار فکری داشته باشد دوم مشغول کردن فکر با توهمات بسی آسانتر است تا با مسائل عمیق فکری پس خودم به این نتیجه رسیدم که پس فکر کردن خوبه ولی اون قسمت بدش را باید از ذهنمان حذف کنیم و اون هم توهمات است پس بهتر است به فکرمون عادت بدهیم فکر کند ولی نه به هر چیزی بیخودی . بهترین گزینه هم برای من مطالعه بود کتاب خواندم و به درستی بود که فهمیدم بهترین دوست هر کسی کتاب است و بس . در زمینه های مختلف مجهولات زیاد است الان چیزی که برای من جالب است بهش فکر کنم تفاوت روح و روان است

ماهی

سلام دوست عزیز. یک اتفاقی که برای همه ماها میتونه پیش بیاد بی خوابیه .میخواستم ببینم چه جوری اینو شما برطرف میکنید ؟

کوله پشتی

سلام..فقط و فقط و فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی بعد اطرافیان..

آنید

سلام.ببخشید من می‌ترسم قرص پروپرانولول استفاده کنم و حالم بدتر بشه.

آنید

چکار کنم؟

سحر2

سلام به شما و همه ی دوستان ، من برای آرامش با خوانوادم صحبت می کنم که بیشتر مواقع ناراحت میشن و تحویل نمیگیرن البته بجز خواهرم ، ولی یه کار بهتر که خیلی خیلی تاثیر داشته ، نوشتن افکارم برای خودمه یا برای خدا . نمی دونید این کار چقدر تاثیر داره ، فکر رو می نویسم ، تحلیلش می کنم ، اینکه در هر موقعیت چه نتیجه ای بدست میاد، خیالم راحت میشه . بعد از این ذهنم خیلی راحت میشه و آرامش پیدا می کنم . تابحال شرایطی پیش اومده که به خاطر افکار مزاحم نمی تونستم بخوابم ، حوصله نداشتم برم افکارم رو تو دفترم بنویسم ، اونا رو تو گوشی موبایلم نوشتم و تونستم آروم شم .

صاحبه

برادر عزیز آدمایی که وسواس فکری دارن هزار بار با اطرافیانشون حرف می زنن اصلا خاصیت وسواس همینه که فرد رو واداری می کنه از بقیه اطمینان بگیره که اتفاق بدی نمی افته. اگه این روش جواب می ده وسواسی ها حالشون بد نبود که. این روش فقط اعث بدتر شدن اوضاع می شه.فرد ب جای اینکه یه بار اطمینان خواهی کنه محبور می شه از 20 نفر اطمینان بخواد که فکرش اتفاق نمی افته لطفا حال مردم رو از این که هست بدتر نکنیم دکتری روان شناسی

ریحانه

به نظر من هم یک فرد وسواس فکری بیشتر توسط همنوع خودش درک میشود تا روانشناس.

ماهی

یه نظر من کلا درمان های روانشناسی برای وسواس اونم فکری کاملا بی فایدس.حداقل در وسواس عملی یک رفتار اجباری وجود دارد که شاید رفتار درمانی بتونه موثر باشه اما تو فکری چی ؟

حمید رضا راستی

خوب بود