تکرار، تکرار ،تکرار

سلام

می خوام در مورد وسواس فکری باز هم یکسری حقایق رو بگم. البته شاید وسواس فکری ترسناک ترین تجربه ای باشد که هرکسی تجربه کرده باشد اما حقیقتا وسواس فکری چند تا نکته همراهش هست که حین روبرو شدن باهاش مرتبا فراموش می شود و فرد دوباره درگیر بازی اش می شود

خوب وسواس فکری 

1- هیچ آسیبی  نمی رسونه مثل کبریت بی خطره الان شما می خواهید سالهای زیادی با وسواس فکری روبرو بوده باشید که هر دفعه تپش قلب، سرگیجه، تهوع، تنگی نفس و ... داشته باشید آیا شما رو بعد از این همه سال کشته؟ پس آیا دوباره از این حس هاش باید بترسید؟

2- هردفعه دوباره به آرامش می رسید شاید توی موقعه وسواس با خودتون بگید خدایا این حالت رو تا کی داشته باشم آیا تا آخر عمر باید باهاش روبرو بشم و چقدر این فکر می تونه ناراحت کننده باشه ولی ایا اون قسمت هایی رو که به آرامش می رسه دیگر تکرار نمی شود؟آیا یادآوری این نکته توی موقع وسواس فکری که دوباره به آرامش می رسید نمی تونه هوشیارتون نسبت به این بازی که توش هستید آرامش بدهد؟ جواب این ها همش بله هست همه اش فعل مثبت است.

یه نکته دیگه که قبلا گفتم الانم بازم می گم حرف دیگرون برای ما ها خیلی سخت و اثرگذار می تواند باشدمی تونیم از یک حرف از یک نگاه داغون کنیم خودمون رو ،  از این حرف ها هم ما می توانیم تصویرهای وحشتناکی برای خودمون و افکار آینده امون ایجاد کنیم پس بهتر است خودمون نسبت به حرف دیگران بی خیال تر کنیم

به من اعتماد کنید شما همگی سالم هستید تا الان متاسفانه به ما یاد نداده اند چطوریی ترس ها و اضطراب هامون رو کنترل کنیم بیشتر ترس رو یاد آدم ها داده اند که هدفم این است که بهتون نشان دهم چطوریی می توانید در کوتاه ترین زمان ممکن وسواس فکری را متوقف کنید و اضطرابتون رو کاهش دهید آن موقعه خواهید دید دیگر افسردگی نخواهید داشت و جاش رو به امید می دهد

/ 21 نظر / 90 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام امیری

سلام دوست گرامی مرسی که به من سر زدی دوست دارم تبادل لینک کنیم که خوانندگان از مطالب پزشکی شما نیز بهره ببرند موفق باشی

مریم

سلام..با اجازه لینکتون کردم..

ترنم

این امید و انرژی توی پست هاتو خیلی دوست دارم

حمیدرضا

سلام واقعا راحت مینویسی همان چیزهایی که تو فکرمون هست را راحت بیان میکنی حمیدخان دمت گرم

سحر

اقا حمید شما میگین که خودمونو نسبت به حرف دیگران بیخیال کنیم.ولی بعضی وقتا امکانش نیست.مثلا تو ازدواج باید طرف مقابل یا خونوادش ما رو ببینن و تایید کنن که یه وصلتی صورت بگیره اگه لرزش دستمونو دیدن و گفتن که این اعصابش خرابه و پس زدن میدونین که چقدر تو روحیه ادم تاثیر بد میذاره یعنی تو رو لایق زندگی با بچشون نمیدونن.یا حتی تو کار واسه مصاحبه که میری میخوان ببینن چقدر به اعصابت مسلطی میگن دستتو تو یه حالتی نگه دار که مال من داشت میلرزید بهم گفت ادم عصبی نمیخوایم که تو محیط کار با اینو اون دعوا کنه.حالا هی بهش حالی کن که این به خاطر اعصاب نیست.من کلا ادم ارومیم که از دعوا و جروبحث خوشم نمیاد و طرفش نمیرم .چون همین دعوا هم اضطرابمو بیشتر میکنه .اینم تو زندگی کاری ادم تاثیر میذاره.که هرجاواسه کار بخوای بری این حرفو بهت بزنن خوب ادم سرد میشه دیگه.مگه لرزش چیز ارادیه که دست خودم باشه که هر موقع خواستم بگم بلرز هرموقع خواستم جلوشو بگیرم.اینجوری تاثیر میذارن رو ادم که ادم باید دیگه ازشون دور باشه تا راحت باشه یعنی نه ازدواج کنه نه کار کنه کلا معاشرتو بیخیال بشیم.که اونم نمیشه که!

سحر

این حرفارو تا حالا با هیچکی نزدم.الان احساس ارامش میکنم که تونستم حرفمو بگم.

salam mer30

رعنا

سلام مطالبتون خیلی خوبن مرسی.. من میترسم از این فکرایی که تو سرم میاد میترسم کل زندگیمو خرا بکنن بخدا خیلی سخته اگه این وسواس در مورد مسایل اعتقادی باشه از همش سخت تره ادم با اعتقاداتش زنده اس کل فکرو ذهن ادمو این فکرا به هم میریزن بعضی وقتا با خودم فک میکنم هیشکدوم از اونایی که وسواس فکری دارن مثل من در گیر نیستن خیلی سخت میگذره من عاشق خدام و میخوام دوسش داشته باشم بدم میاد از فکرام و خودم ..خودم از خودم میترسم خدا نصیب هیشکس نکنه ...

سيدعلي موسوي خو

مطلبتون خيلي مفيد وحرفه اي كمك ميكنه از شما تشكرميكنم سپاس هميشه سبز باشيد