سلام

 مطلبی که افراد با حساسیت زیاد یا همان وسواس فکری ها با آن روبرو می شوند چک کردن حس ها است مرتبا می خواهند چک کنند که مثلا چه بیماری روانی خاصی دارند شاید یک بیماری خاصی دارند و با خواندن یک مطلب و با بررسی آن با شرایط خود حسابی دچار وحشت و ترس می شوند و مرتبا درمورد آن مطلب می خوانند و می خواهند خودشان را مطمئن کنند که این شرایط را دارند یا نه

لطفا مطالب وبلاگ را بخوانید و ببینید چقدر با این مطالب مشابه ات دارید بعد قضاوت کنید

 

حالا می خواهم بگویم اگر شما به هر فکر و مطلبی دچار ترس و یا وحشت زیاد شدید و ذهنتان مرتبا بروی آن متمرکز بود شما      وسواس فکری دارید و لاغیر

                 وسواس فکری= قفل شدن ذهن روی فکر = ترس شدید

شما اگر بیماری دو قطبی و یا شیزوفرنی و یا بیماری خاص دیگری که خودتان را به آنها سرگرم می کنید هیچکدامشان پایه ترس و وحشت را ندارند و آنها شرایط خاص دیگری دارد

شما اگر وسواس فکری دارید تنها ذهنتان از مسئله ای می ترسد و مرتبا به آن فکر می کنید شما در این مراحل حساسیت بالایی دارید و تنها می ترسید

و مرتبا در این دایره ترس می چرخید همین و بس!

و شاید خودتان که درگیرش هستید آن را زیاد احساس نکنید و به دنبال اثبات مسئله ای به خودتان باشید.

خوب حالا می رسیم به اصل مطلب که به دنبالش هستم

آنهم چک کردن حسها( این را که گفتم؟ نه هنوز آنطوری که می خواستم نگفتم حالا ادامه مطلب)

شما در جمعی نشسته اید و دیگران در حال حرف زدن هستند حالا فکرهای اضطراب به سمت شما می آیند شما چیکار می کنید؟

می دونم شما هم بهشون فکر می کنید و مرتبا تمرکزتان را به آنها می دهید و شاید در این مواقع نگاه کردن شما هم ثابت شود وبه جایی زل بزنید

هرچند دقیقه ای آنها را بررسی می کنید ببینید که همچنان آن  حس ها را دارید اگر داشتید که حسابی دمق و ناراحت می شوید.

شما باید  وقتی که این حسها می آیند قبولشون بکنید که وجود دارند و دنبال چک کردن و مشغول کردن خودتان به آنها نشوید( اینها تنها فکر و حس گذرا هستند) شما در این مواقع ( در زمان اضطراب) دچار هیجان می شوید و هوشیاریتان زیاد می شود

که می توانید بازهم به چک کردن افکار و حسهایتان مشغول باشید

و یا اینکه این حس هیجان و انرژیتان را به حضور در جمع بدهید و باعث سرزندگی و گرم شدن بیشتر بحث هایتان شود شما باید بدانید در مواقع مختلف اگر این حسها آمدند همین که احساسشان کردید حضورشان را قبول کنید و تمرکزتان را به کاری که در حال انجام آن هستید بدهید.

بعضی از افراد از سخنرانی حسابی می ترسند شاید حاضر باشند بمیرند اما سخنرانی نکنند علتش هم احساس اضطراب و هیجانی است که دارند این افراد اگر بتوانند از این انرژی که اضطراب در اختیارشان قرار می دهند استفاده کنند می توانند بهترین سخنرانی ها را خلق کنند مطمئنا افرادی که در حین سخنرانی فاقد انرژی باشند مخاطبانشان هم دچار کسلی و خستگی می شوند این حس هیجان را می شود به بهترین شکل ممکن از آن استفاده کرد اما چون فرد از این حسها آگاه نیست از آنها می ترسد.