سلام

بعضی از اوقات یادآوری مشکلات گذشته می تواند باعث رنجش شود. اینکه با خودتان یادآوری کنید که چه مشکلاتی در گذشته با وسواس فکری داشته اید مثلا همین دیروز حسابی درگیرش بودید ولی الان فکر حسهای آن باعث ناراحتی تان شده است و مرتبا می ترسید که دوباه بیاید و این فکر شما را بیشتر رنج دهد یعنی وسواس فکری یک قسمت، و فکر بازگشتش هم یک قسمت دیگر داستان است که باعث ناراحتی شما می شود و مرتبا ازش می ترسید واقعا وسواس فکری عجب موجود عجیبی است!

خوب می خواهم بگم می دونم تجربه وسواس فکری تجربه خوبی نیست اما

وسواس فکری به مرور کاهش می یابد.

وسواس فکری برای همیشه ادامه نمی یابد.

وسواس فکری در هر مرحله ای هم باشد دوباره کاهش می یابد.

اتفاق هایی هم که در گذشته با وسواس فکری داشته اید را به عنوان یک قسمت از خاطراتتان در نظر بگیرید خاطرات می توانند خوب ، بد و یا زشت باشند اما یک قسمت از گذشته ما می باشند حالا ما باید از این خاطرات بترسیم؟ همیشه خاطرات را قبول می کنند، و یادآوری مشکلاتی که باعث ترستان از بازگشتش می شود تنها باعث می شود که دچار اضطراب شوید و یک دست دیگر وسواس فکری را تجربه کنید، همین ، ولی اگر  آن قسمت های گذشته را باتمام تلخی هایش قبول کنید و از آمدن وسواس فکری نترسید اضطرابتان کاهش می یابد و وسواس فکری را خودتان باعث تحریکش نمی شوید 

در ضمن زمانی که دوره تکرار وسواس فکری تان طولانی شود شما در مرحله بهبود قرار گرفته اید البته به شرطی که ترستان از آن کم شود و از تکرارش نترسید چون در مرحله بهبود گاها بعضی از اوقات تکرار می شود اما دردش کمتر است و شما نباید با تجربه کردن دوباره آن نا امید شوید و احساس شکست خورده بکنید.

یک مسئله  در مورد وسواس فکری  که شاید شما از آن بترسید: 

تنهایی باشد

 می ترسید که وسواستان دوباره در تنهایی برگردد

می خواهم بگم از تنهایی نترسید شما حتی اگر در کویر تنهای تنها هم باشید و وسواس فکری برای شما اتفاق بیافتد دوباره چه کسی اطرافتان باشد یا نباشد برای شما متوقف می شود.