سلام

من دوست دارم اشاره کنم به  خیلی از افرادی که با اضطراب و ترس تمام تلاششان را در زندگی می کنند این افراد از صبح که بیدار می شوند با اضطرابی که دارند برای خانواده برای عزیزانشون پا روی خیلی از ترس ها و اضطراب هایشان می گذارند و تلاششون رو می کنند و نمی گذارند حس هایشون آنها را فلج کند چون پر از امید  هستند امید به زندگی بهتر امید به بهتر شدن شرایطشون امید به رفاه خانواده اشان 

خوب اینکار شاید در نظر افراد معمولی خیلی عادی باشد اما این افراد تمام تلاششان رو می کنند با وجود همه حس هایشان و مطمئنا این افراد حس های بهتری به خود دارند و اعتماد به نفس بیشتری در برابر فکرها و حسهایشان دارند. و نباید بگذارید اضطراب شما را بی تحرک بگذارد. این حالات بعضی از اوقات فعال می شود و بعضی از اوقات در همان شرایط ایجاد نمی شود شما نباید  زود نتیجه بگیرید که بعضی از شرایط برای حال شما خوب نباشد. و نسبت به ان شرایط حساس شوید

یادمه یه دفعه از انجام یه کاری می ترسیدمخجالت اما روز بعد که دوباره رفتم اون کار رو انجام بدم هیچ حس خاصی نداشتم این حس ها بعضی از اوقات اتفاق می افتد اما شما نباید خودتان را متقاعد کنید که بعضی از شرایط باعث بد شدن حال شما می شود.

وقتی کسی وسواس فکری داشته باشد افکار می تواند فرد را دچار وحشت بسیار کند که فرد رو از جایش بلند کند و به راه بیاندازد تا اینکه  خودش رو آرام کند.

حرفم من این است که قبول کردن وسواس فکری و گوش دادن به افکار مرحله اول در کنترل وسواس فکری است

پس از همه ی دوستان می خواهم که امیدشان را از دست ندهند