سلام

شده تا الان از فکری که به صورت ناخواسته توی ذهنتان می یاید احساس اضطراب و گناه و تقصیر بکنید وقتی اضطراب داشته باشید می تونه انواع افکار ناخواسته به سمتتان بیاید می تونه یه فکر خشن و یا حتی جنسی بیاد که احساس گناه کنید ولی آیا باید احساس گناه بکنیم؟

من به این نتیجه رسیده ام همه این افکار در ذهن افراد مختلف میاد به طور مثال وقتی احساس ترس از افتادن از ارتفاع می کنید خیلی ها این فکر را می کنند ولی آنهایی که اضطراب و وسواس فکری و یا حساسیت بیشتری به این فکرها دارند احساس ناخوشایندتری می کنند و حتی تا فکر گناه از اینکه همچین فکری آمده است طرفشان می کنند 

حالا بیاید تصور کنید که توی خیابان ایستاده اید و خیلی از افکار در اطرافتان در حال حرکت ارام هستند بعضی هاشون در مورد خودتون بعضی هاشون هم در مورد خیلی چیزهای دیگر حال به یکی از  فکرهایی که در اطرافتان هستند دقت کنید فکره براتون پررنگ تر میشه و اوناهایی هم که بهش توجه نمی کنید می بینید که به سرعت از اطرافتان حرکت می کنند 

وقتی روی فکر خاصی متمرکز می شوید مرتبا از اون فکره به فکر بعدی  شبیه به فکر قبلی منتقل می شوید 

حالا این وسط شاید به طور ناخواسته یه فکری براتون بیاد جلو و هی مرتبا جلوتون حرکت می کند و منتظر است که شما ازش بترسید 

افکاری هم که توی ذهن می ایند می تونید روش متمرکز بشید و هی شاخه و برگ بگیره و جز یک فکر خاصیت دیگری هم ندارد حالا افکار ناخواسته که شاید برای وسواس فکری حساس تر میشه این است که به راحتی از ان نمی گذرد.

حرفم اینه افکار ترس و اضطراب نباید ازش احساس گناه کنید این افکار در حال حرکت هستند شاید حتی بعضی از وقت ها احساس گریه کردن بهتون دست بدهد اما آیا باید واقعا به یک فکر همچین عکس العملی نشان داد؟

می دونید چیه کلا افکار ترس و اضطراب مشکل بزرگ نیست بلکه مشکل اصلی عکس العمل ما به آن است افکار میاد و میره این واکنش ما می تونه تعیین کننده باشه می تونه هی بهش قدرت و اثر بخشی بیشتری  بده 

تنها موردی که برای حلش هست وقتی میاد طرفتان قبولش کنید و فکرتان را به یک سمت دیگر منحرف کنید به چیزهای دوست داشتنی دیگری که دوست دارید حالا این فکر خوب براتون پررنگ تر میشه و براتون فکرای بهتری دیگری می اورد