سلام

خواب، خواب و خواب خیلی اهمیت داره! من دو روز پیش از اول صبح اضطراب داشتم اونم اضطرابی که علتشو نمی دونستم که اگر کنترل نشه به یک حمله وسواس فکری تمام عیار میاره که شاید در انتهاش به گریه ختم بشه! اما نمی ذاشتم به وسواس برسه روش کار می کردم با خودم بلند حرف می زدم جواب هر نگرانی هی میدادم هی به خودم تلقین می کردم در امنیت و آرامش کامل هستم به حمله وسواس فکری نرسید یه مصاحبه شغلی هم داشتم که مرتبا توی راه ازش حس بدی داشتم اما به نگرانی هام می گفتم من باید انجامش بدم منم مثل سنگ سرجام محکم هستم هرچی می خوای بهم بگو روم اثری نداره می رم و کارم درست انجام می دم رفتم مصاحبه خیلی خوب هم با مدیریش حرف زدم خیلی نظرش جلب کرده بودم چون به نگرانی هام گفته بودم دارم می شنومت ازتم نمی ترسم دوست دارم موقعه مصاحبه تسلط خوبی داشتم اما خودم دیدم با شرایط کارش موافق نیستم اما بازم مدیر رو ناامید نکردم!

همین که از دفتر بیرون اومدم حسابی احساس خوبی نسبت به خودم داشتم حس خوبی بود بعد از چند ساعت دوباره که گذشت احساس اضطراب بدون علتی داشتم خوب مدیرتش کردم نذاشتم سوارم بشه حسابی آرومش کردم تا زمان خواب که نگرانی بهم گفت:

چی میشه اگر دوباره با این حالت روبرو بشم؟ می رفت که به نگرانی برسه

جوابش دادم : خوب هرچی باشه دوباره شب روی تختم راحت دراز کشیدم، حسابی این جواب اثر گذاشت مثل آب یخی روی آتش بود با آرامش و اطمینان چشمام رو روی هم گذاشتم

صبح که بعد از خواب خوب و کافی بلند شدم انگار همه نگرانی های دیروز وجود نداشت 

خاصیت وسواس فکری اینه با خواب همه چیز به حالت اول برمی گرده و انگارنه انگار دیروز این حس ها رو نداشتم خواب خیلی با اهمیت است و بدن را به تعادل می رسونه 

لطفا همه عصبی ها، اضطرابی ها ، استرسی ها و کسانیکه فشار زیادی احساس می کنند خواب رو بیشتر بها بدهید و بدن خودتان را تحت فشار با کم خوابی نگذارید