سلام

شده تا الان اتفاقی برای شما بیافتد که نسبت به بعضی از چیزها حساسیت پیدا کنید و علاقه زیادی با روبرو شدن با آن را ندارید توی وسواس فکری همینطور است نسبت به بعضی از چیزها حساسیت پیدا کرده و بعد از مدتی از آن به عنوان ترس نگاه می کنید که اصطلاحا به آن فوبیا می گن یعنی وسواس فکری باعث ایجاد فوبیا و یا ترسی که گاها دائمی به چیزی می شود مثال می زنم من می شد هر وقت بیرون از خانه می رفتم افکار و اضطراب هایم شروع می شد بعد از مدتی دوست داشتم فقط توی خانه بمانم درواقع ترس از بیرون پیدا کرده بودم و فکر می کردم بیرون آرامشم را از دست می دهم یا نسبت به خوردن شیر حساسیت زیادی پیدا کرده بودم و صبح ها همین که شیر می خوردم به نظرم می آمد که وسواس فکری ام شروع می شد خوردنش را قطع کرده بودم

الان هم بیرون از خانه هستم هم بیرون رفتن را دوست دارم هم دوست دارم آفتاب تمام بدنم را نوازش کند سعی کنید این افکار شما را درجایتان محصور نکند الان عشق من شده شیر اگر هرچی فکرتون گفت و ترساند همپاش برید علاقه اتان را از همه چیز می گیرد

وسواس فکری تنها افکار ترس است و بس همین حالا شما فکر می کنید که افکار ترس می تونه به شما آسیبی برسونه؟ اصلا. تنها یک فکر بیهوده است و هیچ قدرتی روی شما نداره همانطور که توی قرآن همیشه  خدا تاکید می کنه شیطان تسلطی روی شما نداره من به شما می گم افکار ترس هم روی شما هیچ اثری نداره و به شما آسیبی نمی رساند همه فکر می کنند همه افکار ترس رو تجربه می کنند اما آخرش چی؟ چند درصد از افکار ترسی که می گن قراره اتفاقی بیافته، اتفاق می افتد به نظر من کمتر از 10 درصد در ضمن خدا آینده رو برامون تنظیم کرده و براساس ظرفیتمان آزمایشمان می کند قرار نیست ما هیی فکر و ترس آینده رو ببینیم