با سلام

شاید خیلی ها که با ضطراب های زیادی روبرو هستند علاقه منداند بدانند دچار اختلالات اضطرابی یا همان وسواس فکری شده اندیا خیر

اختلالات اضطرابی انواع مختلفی دارد من چون خودم دچار وسواس فکری عمومی شده ام در مورد این اختلال می توانم توضیح بدهم. 

علائم وسواس فکری مختلف می باشد و از یاداشت های دیگران من خودم یکسری از انها را داشتم پس علائم مختلفی دارد در ضمن من به عنوان یه پسر این علائم را می توانم گزارش بدهم شاید حتی این علائم روی جنست و سن هم اثرات خاصی داشته باشه.

من توی 18 سالگی که با اولین تجربه وسواس فکری روبرو بودم و سه سال قرص مصرف کردم  این بیماری فروکش کرد دو سال بعد که دوباره در شرایط پرتنش قرار گرفتم دوباره این بیماری عود کرد که حالا دارم دومرتبه قرص مصرف می کنم در این دو دفعه علائم مختلفی داشتم مثلا من در دفعه اول با سرگیجه روبرو نبودم اما این دفعه این مسئله بیشتر دیده شد یا در دفعه اول شکم درد و کمر درد بیشتر داشتم ( ببینید اعصاب می تونه تو همه چیز اثر بذاره)

به طور کلی علائمی که برای وسواس فکری عمومی مطرح میشه به قرار زیره:

1- تپش قلب ( این توی اکثر مواقع اتفاق می فته)

2-تنگی نفس( که یکی از راه حلهای آرام کردن این بیماری تکنیک تنفسه ولی خوب اینو دفعه های اول استفاده می کنی شاید احساس آرامش کنی اما روی من خیلی اثر نداشت در ادامه پست های بعدی این تکنیکو می گم)

3- خشکی دهن

4-احساس از دست دادن کنترل ( اینم که قربونش برم خیلی وقتا هست)

5-احساس درماندگی( اینو جایی دیگه نگفته این حس طبیعی آدم از خودشه توی این مواقع احساس ناتوانی و ضعف شدید دست می ده)

6- احساس فرار( اولین تجربه ام مربوط به کلاس زبان توی دانشگاه مقطع لیسانس بود که حمله اضطراب بهم دست داد اون موقعه دوست داشتم از کلاس فرار کنم البته دفعه های دیگه که این حس بهم دست می داد از سر آگاهی این حس کمتر شد در ضمن این مواقعه مطالعه همه چیزو آروم می کنه)

7- احساس سرگیجه (پست قبل)

8-کابوس( این همچنان باهامه خوب کابوسو نمیشه کنترل کرد!! دیشب خواب دیدم سوار یه سفینهم باید به یه جسمی برخورد کنیم تا زمین نجات پیدا کنه البته من همیشه آرزو پرواز دارم حتی شاید هم اعتماد بنفسشم نداشته باشم در ضمن از این قدرتم دوست دارم به همه کمک کنم)

9- سختی در موقعه خواب(دفعه دوم که بیماری عود کرد دومرتبه هنگام خواب مشکل داشتم یادمه دیگه از خوابیدن متنفر بودم اما همین که قرص ها رو دو مرتبه شروع کردم توی این زمینه مشکل حل شد حالا دیگه صبحها راحت بیدار نمیشمنیشخند)

10-توی خودرفتن( اینم طبق حاله خودمه این مواقعه که حمله اضطراب دارم کم حرف میشم و حرف زدن برام سخت میشه نه این که نتونم فکر این که دیگرون بفهمن هست شاید برای ما ایرونیا خیلی مناسب نباشه چون همه دوست دارن فقط از آدم حرف بشنون نه چیز دیگه)

11- عرق کردن و سرخ شدن صورت

12-شکم درد 

13-سردرد(چند روز پیش که توی قطار بودم داشتم می رفتم یه سفر زیارتی به بندرعباس چند روزی سر درد داشتم که خیلی نا امیدم کرده بود حالا نمی دونم از بیماریه بود یا نه اینو یکی از نشانه های بیماری معرفی کردن)

14-افتادگی اعضلات(تنش عضلاتم بهش می گن که موقعه اضطراب گه گداری برام پیش اومده)

 

اینا علائم روتینش بودن حالا شاید بعضیا بگن چقدر بیماری بدیه بابت همینه من میگم این افراد آسیب پذیر ترن و باید از حمایت بیشتری برخوردارباشند.