سلام

برای من زیاد اتفاق افتاده نمی دونم که برای شما هم اتفاق افتاده یا نه حالا اون چیه؟ اعتماد کردن به بدن یعنی فکر می کنید بدنتان کارهاشو خوب انجام نمی دهد بذارید واضح تر توضیح بدم وقتی تنگی نفس پیدا می کنم نفس هام تند و طولانی میشه این مواقع فکر می کنم بدنم داره درست کار نمی کنه شروع می کنم خودم نفس کشیدنمو تنظیم کنم برای اینکار ابتدا دم عمیقی می کشم بعد از چند ثانیه که با خودم می شمارمش می گم الان باید بازدم انجام بدم اما با اینکار تنگی نفسم طولانی تر میشه

درمورد تپش قلبم هم همینطور هست همین که هنگام وسواس فکری زیاد می شود نگرانم می کرد(بله می کرد) تلاش می کردم آرومش کنم اما حالا به این نتیجه رسیدم بدنم داره بهترین کار رو می کنه چون وقتی احساس ترس به آدم دست می ده بدن یکسری از مکانیزم های خاصش رو اجرا می کنه تا بتونه اون ترس و نگرانی رو هضم کنه

حالا هر وقت نفس تنگی یا سرگیجه یا تپش قلب پیدا می کنم قبولش می کنم که بدنم داره بهترین کار رو برام انجام می ده تا به آرامش و تعادل برسونه با این آگاهی دیگه ازشون نگران نیستم  بهتره به عملکرد بدنمون این مواقع اعتماد کنیم نه که بیشتر ازشون بترسیم