سلام

تا الان شده شما به ترس هاتون جواب بدید. ترس ها و نگرانی ها ظاهرا متکلم وحده هستند و ما هم فقط بهشون گوش می دهیم خوب هرچقدر ترس هاتون بیشتر باشه جواب هایتان باید بیشتر در جهت عکس ترس ها و مثبت تر باشه نمی دونم شاید به نظر بعضی ها خوب نباشه مرتب در مورد ترس ها حرف زده شود و دوست داشته باشن فقط در مورد موفقیت ها و پیروزی ها و شجاعت ها حرف زده شود به هرجهت ذهن افراد ترس می سازد که عکس العمل های متفاوتی برای هرکسی می تونه داشته باشه بعضی ها به راحتی از آنها می گذرند در حالی که بعضی های دیگر حسابی درگیرش می شوند

خوب بذارید چندتا فکر ترسی که وسواس فکری می سازه رو براتون بگم

1- چی می شود اگر سرگیجه جای شلوغ اتفاق بیافتد کیه کمکم کنه؟

2- چی میشه اگر رانندگی کنم و تصادف کنم؟

3- چی میشه نتونم کارهامو انجام بدم؟

خوب هی براتون فکر می سازه هرچی بیشتر بهشون فکر کنید ترس، اضطراب پیدا می کنید حالا خوب هست که هر وقت سوالی میشه جوابشو بدیم نذاریم بی جواب بمونه بهتره از افعالی که هم مثبت هستند و هم بی خیالی رو می رسونند استفاده کنیم مثل : "خوب که چی؟" برایم من جواب میده شما هم سریع جوابشو بدید هی فکرجدید هی جواب سریع بدید بعد از مدت زمانی که می بینه شما آماده هستید  کمتر میشه البته جواب های مثبت هم به شما روحیه می ده حالا جواب ها رو هم ببینیم

1- چی می شود اگر سرگیجه جای شلوغ اتفاق بیافتد کیه کمکم کنه؟

خوب که چی؟ سرگیجه پیدا کنم بیهوش بشم چند دقیقه بعد بیدار میشم حالا هم فرقی نمی کنه کی کمکم کنه

2- چی میشه اگر رانندگی کنم و تصادف کنم؟

خوب که چی؟ این همه راننده بد دارن رانندگی می کنن و حس خاصی هم ندارن حالا منم که در حال رانندگی نیستم باید شورش بزنم

3- چی میشه نتونم کارهامو انجام بدم؟

خوب که چی؟  همیشه کارها انجام شده اصلا مهم نیست

امتحان کنید فقط نکته اش اینه که بلافاصله که فکر رو براتون ساخت جوابشو بدید اینطوری شجاعت بیشتری پیدا کرده و به مرحله ترس و نگرانی هم نمی رسه