اضطراب اثرات متفاوتی را بر روی کارکرد روزانه افراد می گذارد البته در تحقیقات متعدد مشخص شده است که افراد مضطراب افرادی باهوش هستند. در ادامه متنی از یک فرد با اختلال پانیک (Panic Attack) و اضطراب فراگیر (General Anxiety) در مورد اثرات اضطراب بر روی کارکرد روزانه را برای شما ترجمه کرده‌ام.

نویسنده اصلی این متن آقای : Greg Weber

 

چرا اضطراب باعث می شود احساس کنیم باهوش نیستیم و فردی بازنده هستیم؟

آیا تاکنون اضطراب باعث شده است که احساس کنید یک فرد شکست خورده هستید؟ یا اینکه احساس کنید باهوش نیستید؟ در یکی از پست هایم تحت عنوان شغل های مناسب برای اضطراب، یکی از مخاطبانم پیامی را برای من ارسال کرد که در آن نوشته بود:

اضطراب در سرکار باعث کاهش اعتماد به نفس، ناتوانی در نگه داشتن شغل، همچنین دلیل گیج شدن و فراموشی می شود و چون خودم هم بسیار این نشانه ها را سرکار تجربه کرده‌ام، باعث شد بیشتر به این مسئله فکر کنم که علت اینکه اضطراب می تواند منجر به احساس نالایق و بازنده بودن شود چیست.

چرا اضطراب باعث می شود شما احساس کنید که فرد باهوشی نیستید؟

اضطراب یک جانور پیچیده است. من همیشه به آن به عنوان مجموعه‌ای از ترسهای متنوع و عکس العملهای متفاوت نگاه می کنم. یکی از نشانه های اختلال اضطرابی که در خودم هم دیده ام این است که زمانی که مضطرب می شوم به سادگی گیج شده و ذهنم منحرف می شود. این را باید اذعان کنم که بیشتر وقت ها گیج می شوم و تمرکزم را از دست می دهم که باعث می شود، احساس حماقت به من دست دهد. زمانهای زیادی بوده که سعی می کردم تمرکزم را بدست بگیرم و دوباره به روال عادی کارهایم برسم. من واقعا با انجام چند کار همزمان با هم مشکل دارم. من در حقیقت می توانم یک کار را در یک زمان انجام دهم، اما در زندگی به ندرت این اتفاق می‌افتد.

بعضی از وقت ها که احساس می کنم نمی توانم یک مکالمه را دنبال کنم، اضطراب متقاعدم می کند که فرد باهوشی نیستم. من نمی توانم برای مدت زمان زیادی مشغول حرف زدن و مکالمه با دیگران باشم چرا که سرم گیج می رود و می خواهم از این شرایط دور شوم. زندگی من یک چرخه‌ی پرهیز و دوری در اثر اضطراب است.

چرا اضطراب باعث می شود فکر کنیم یک فرد بازنده هستیم؟

علت های متفاوتی وجود دارد که در اثر اضطراب احساس می کنیم یک فرد شکست خورده هستیم.

  • اولین عامل:

افراد مضطرب اعتماد به نفس کمتری دارند. ما معمولا فکر نمی کنیم که فرد با ارزشی باشیم. ما خودمان را زیاد دوست نداریم و همچنین فکر می کنیم دیگران هم نسبت به ما دیدگاه مثبتی ندارند. ما غالبا درگیر دیدگاه های غیرواقعی و ساخته‌ی ذهن خود می شویم. اعتماد به نفس پایین و دیدگاه های غیرواقعی باعث می شود که ترس از جمع و اجتماع در ما شکل بگیرد در نتیجه عزت نفس ما را کاهش داده و احساس بازنده بودن را در ما تقویت می کند.

  • دومین عامل:

بیشتر افراد با اضطراب مزمن درگیر افسردگی هم هستند و افسردگی خود عامل مهمی است که احساس بازنده بودن را تقویت می کند. داشتن غم و غضه ثابت، یاس و سرخوردگی در اثر افسردگی خود به تنهایی عامل به وجود آمدن این حس می تواند شود و در نتیجه باعث می شود که از خودتان بپرسید که آیا هدفی در زندگی وجود دارد.

  • سومین عامل

بسیاری از افراد با اضطراب و افسردگی از یک اتفاق پیش آمده ی ناخوشایند در گذشته خود رنج می برند، که معمولا در دوران کودکی برای آنها پیش آمده است. به عنوان مثال مواردی از جمله : اثر طلاق بروی کودک، مواد مخدر، بیماری روانی یکی از اعضای خانواده و یا تجاوز در بچگی باعث رشد اضطراب ترس پس از حادثه می شود (PTSD)

 

معتقدم عزت نفس پایین، افسردگی و ترس پس از حادثه (PTSD) معمولا باعث ایجاد اختلال اضطرابی می شود. احساس من به اضطراب این است که اثرات متفاوت و زیادتری بر روی زندگی افراد درگیر با آن می تواند بگذارد.

 

در زمانهایی که اضطراب باعث احساس نالایق و بازنده بودن می شود باید چه کاری انجام دهیم؟

من همیشه به دنبال راه حل هستم و برای کاهش اضطرابم بر روی راه حل ها کار می کنم، حتی در زمانهایی که نمی توانم علت خاصی هم برای آن پیدا کنم. در ادامه چند مورد که به من در زمانهایی که اضطراب باعث به وجود آمدن احساس نالایق و بازنده بودن می شود اشاره می کنم:

 

1- سعی می کنم یک دیدگاه مناسب برای خود پیدا کنم

حتی روزهایی که بسیار ناامید هستم حداقل می توان یک دیدگاه متفاوت برای خود پیدا کنم. شرایطی که در آن هستم به این معنا نسیت که زندگی واقعا بی معنا و بی امید است. بلکه به علت این است که ذهنم تصورات منفی و ساختگی برای من ایجاد می کند و ذهن من عامل این شرایط و روحیه ام در طول روز است. براساس تجربه زیادی که کسب کردم می دانم که شرایط بسیار بهتر از تصورات من است. من همچنین می دانم که احساس ناامیدی همچون دفعات گذشته، می گذرد و تغییر می کند.

2- سعی می کنم مثمرثمر و مفید باشم

من با سکون و بی تحرکی مشکل دارم. برای من، قسمتی از تقویت اعتماد به نفس انجام دادن کارهای سازنده و موثر در طول روز است. سازنده و موثر بودن یک چیز نسبی است. بعضی از روزها موثر بودن این است که حتی در خانه نباشم در نتیجه مفید بودن تعریفش در هر روز برای من می تواند متفاوت باشد. معمولا سه نوع بی تحرکی و سکون مرتبط با اضطراب است که هر سه نوع آن را تجربه کرده ام و با آن درگیر بوده ام. یکی از راه های دوری از احساس نالایق و بازنده بودن این است که در طول روز سعی کنم بسیار موثر و مفید باشم.

3- سعی می کنم با خودم بیشتر حوصله کنم

دقت کنید که من یه روز صبح از خواب بیدار نمی شوم و تصمیم نمی گیرم که اضطراب فراگیر (GAD) را یک چیز خوب و بی تاثیر در زندگی قلمداد کنم. اضطراب یک بیماری است و در این دوره بدترین مورد این است که نخواهم آن را به عنوان یک بیماری نگاه کنم که این باوری اشتباه است. شاید علت آن هم به باورهای رایج در جامعه نسبت به بیماری های روحی باشد که کسانی که با آن درگیر هستند، ضعیف ، احمق ، دیوانه و بی ارزش هستند.

امیدوارم این تعریف ساده علت اینکه چرا اضطراب باعث می شود احساس باهوش نبودن و بازنده بودن را داشته باشید روشن کرده باشد. این یک بیماری است و فرهنگ ما تحمل و صبر آن را ندارد. اما اگر در زندگی کسانی به شما می گویند که فردی لایق نیستید چرا که با اضطراب درگیر هستید، من چیز متفاوتی به شما می گویم که این حرف صحت ندارد و شما فردی نالایق و بازنده نیستید.

 

انجمن تخصصی اختلالات اضطرابی:

RelaxZone.IR