سلام

اضطراب می تواند افراد را در شکل های مختلف  دچار ناامیدی و دلسردی کند و محیطی پر از ترس و انزوا را برای افراد ایجاد کند. یکی از مواردی که برای افراد با اختلالات اضطرابی همچون وسواس فکری، عملی، حملات اضطراب (پانیک) و غیره بسیار معمول است ترس از بیرون رفتن از خانه و روبرو شدن با محیطی متفاوت از محل زندگی خود است. اضطراب می تواند افراد را از سفر کردن و تجربه محیط های مختلف مستاصل کند، در ادامه برای شما تجربه ی فردی را ترجمه کرده ام که با وجود اضطراب و حملات اضطراب (پانیک) فرصت سفر کردن را از خود دریغ نکرده است و در این زمینه حتی به چاپ کتاب خود در مورد سفر پرداخته است. امیدوارم این مطلب باعث انگیزه بیشتر برای افرادی شود که احساس می کنند با وجود داشتن اضطراب توانایی انجام سفر را ندارند.

چیکار کنیم که اضطراب ما را از سفر کردن منصرف نکند؟

 

جوان تر که بودم روابط اجتماعی ضعیفی داشتم. زمانی که می خواستم با غریبه ای حرف بزنم دچار اضطراب می شدم. مسافرت باعث شد که از این مشکل ها عبور کنم و تبدیل به فردی برون گرا شوم.

البته برای بعضی ها مسئله سفر کردن سخت تر است. دوست من لورا بسیار درگیر حملات اضطراب (پانیک) می شد و به راحتی نمی توانست از خانه بیرون بیاید. دچار اختلال تغذیه شده بود و از حمل و نقل عمومی دوری می کرد. امروز لورا، در مورد حملات اضطراب خود می نویسد و در مورد اثر مثبت مسافرت بر روی آن حرف می زند و دیگران را برای انجام آن ترغیب می کند.

زمانی که 16 ساله بودم و برای اولین بار پانیک را تجربه کردم، فکر می کردم که می خواهم بمیرم، غرق عرق شدم و همه‌‌ی جای بدنم احساس سوزن ، سوزنی شدن داشت، قفسه سینه ام درد می کرد و با کوچکترین حرکت بازو دچار دست درد می شدم و این علائم من را به وحشت می انداخت که الان ممکن است دچار حمله‌ی قلبی شوم.

حملات اضطراب زندگی عادی را از من گرفته بود، حتی روزی می شد که 10 مرتبه هم تجربه اش می کردم. دچار اختلال تغذیه شده بودم و یک بار چندین ماه از ترس حتی از خانه خارج نشدم.

البته من تنها نیستم – 18 درصد مردم آمریکا درگیر اختلالات اضطرابی هستند که یک چهارم این جمعیت از حالت شدید آن رنج می برند. کمتر از 40 درصد افراد مضطراب تحت معالجه قرار می گیرند.

من دنبال درمان آن نبودم بلکه دوست داشتم به جای آن سفر کنم، انگیزه ی درونی ام من را برای اینکار تشویق می کرد، بعدا با اعتماد به نفسی که از سفر کردن کسب کردم دیگر ترجیح می دادم حملات اضطراب (پانیک) را در سواحل تایلند تجربه کنم تا اینکه با آن در خانه روبرو شوم.

خانواده و دوستانم مرتبا به من می گفتند که مسافرت برای من یک اشتباه بزرگ است. آنها به من اعتماد نداشتند که بتوانم  از پس موقعیت های مختلف در طول سفر بربیایم و فکر می کردن که بعد از یک هفته مسافرت قید آن را می زنم و به خانه برمی گردم. این عدم اعتماد به من، باعث ناراحتی من می شد. من می خواستم ثابت کنم که برخلاف اعتقاد آنها آدم ضعیفی نیستم.

با شروع سفر اضطرابم بهتر شد اما من همچنان در طول سفر درگیر حملات اضطراب (پانیک) می شدم و بعضی از مواقع یک بار در ماه برایم پیش می آمد و مواقعی هم در طول یک روز چندین بار آن را تجربه کردم. من 4 سال در سفر بودم اما می توانم بگویم که تعداد حملات اضطراب در این چند سال به تعداد کل انگشتان دستم هم نمی رسید. برخلاف آن چیزی که دیگران می گویند سفر می تواند در بهبود اضطرابتان نقش مثبتی داشته باشد.

اما چگونه واقعا می توانید شجاعت سفر کردن را کسب کنید؟ چطور با اضطراب در حین سفر کنار بیایید؟ و مسافرت چطور می تواند اضطرابتان را کاهش دهد؟

کنترل اضطراب قبل از سفر

موارد زیر به شما کمک می کند که ذهنتان را آرام کنید و دل به جاده بسپارید:

دلیل سفر کردنتان را به خود یادآوری کنید

هر زمانی که اضطراب می خواست باعث لغو سفرتان شود، خود را در آنجا تصور کنید و به خودتان بگویید که بایستی آنجا بروم و ببینم که دقیقا با تصویری که از آن در ذهن دارم چه شباهتی دارد. به زندگی فارغ از اضطراب در آنجا فکر کنید. فکرهای مثبت شما را آرام می کند و این نوع نگاه انگیزه مسافرت به هرجایی را بالا می برد.

به زندگی یکسال بعدتر از الان فکر کنید

اگر تصمیم گرفتید که دوباره سفرتان را لغو کنید به یکسال بعدتر فکر کنید که آیا از این فرصتی که استفاده نکردید پشیمان خواهید شد؟ پشیمانی از اشتباه، ما را برای استفاده از این فرصت تشویق می کند.

 یک جمع مناسب و مرتبط با این ترس پیدا کنید

انجمن های مختلفی وجود دارند که به بیان اضطراب های مختلف و راهنمایی های موثمرثمر در این زمینه به شما کمک می کنند. با بیان مشکلاتتان در این انجمن ها علاوه بر اینکه احساس آرامش بیشتری کسب خواهید کرد، علاوه بر آن می توانید از مشاوره ها و تجربیات افراد دیگر هم استفاده کنید و چنانچه در سفر دچار اضطراب شدید شما احساس نخواهید کرد که تنها خودتان از این مسئله رنج می برید.

برنامه‌ی کامل و جامعی برای سفرتان در نظر بگیرید

فکر اینکه شرایط تحت کنترل نباشد و شما هم کنترل اعصاب خود را از دست دهید باعث ایجاد اضطراب می شود بنابراین برنامه ای که بتواند بسیاری از این نگرانی ها را پاسخ دهد باارزش است، خود من یکسری از موارد را در نظر می گیرم که عبارتند از:

  • اطلاعات خود را برای مواقعی که وسایلتان را در طول سفر گم کردید از طریق جستجو در اینترنت بالا ببرید.
  • اگر سفر هوایی دارید، راه رسیدن به محل اقامتتان را از فرودگاه مشخص کنید تا اینکه در فرودگاه و پایانه های مسافربری دچار سردرگمی نشوید.
  • لیستی از کارهایی که بایستی در سفر انجام دهید برای خود تهیه کنید

با کسب اطلاعات و انجام یکسری از کارهای کوچک آرامش بیشتری را در طول سفر کسب خواهید کرد و از اضطراب ها و فشارهای ناخواسته دور می شوید.

همیشه به خود یادآوری کنید که دوباره می توانید به خانه بازگردید

اگر سفر رفتید و بعد از مدتی متوجه شدید که سفر مناسب شما نیست و یا زمان مناسبی را برای اینکار انتخاب نکرده اید یادتان باشد که همیشه دوباره می توانید به خانه بازگردید. اگر دچار این احساس شدید که نیاز به بازگشت به خانه دارید، این تصمیم به این معنی نیست که شما شکست خورده اید، بلکه شما چیزی را امتحان کردید و متوجه شدید که آن را دوست ندارید.

کنترل اضطراب در حین سفر

 شاید شما هم مانند من بزرگترین ترستان این باشد که اگر در حین سفر دچار حملات اضطراب (پانیک) شدید بایستی چیکار کنید؟ مثلا اینکه اگر در یک اتاق تنها باشید و یا اینکه باز هم بدتر اگر در هواپیما با حملات اضطراب روبرو شدید چه اتفاقی برای شما خواهد افتاد؟ مطمئنا شما با این ترسها سروکار خواهید داشت، اگرچه ترس از گم شدن وسایل، مریض شدن، پیدا نکردن مسیر و یا خوش نگذشتن در مسافرت را  هم در چهره بی خیال ترین افراد هم می توان مشاهده کرد.

من خودم همچنان در طول سفر گه گداری دچار حملات اضطراب می شوم، اما چندین راه برای کاهش اضطراب را در نظر می گیرم.

شکل دادن عادت

سفر می تواند استرس زا باشد چرا که زندگی را از روال عادی خود خارج می کند. سفر هم به دلیل اینکه یک عادت همیشگی و معمول نیست می تواند اضطراب شما را بالا ببرد. برای اینکه احساس آرامش داشته باشید، بهتر است سفر کردن را به یک عادت معمول در زندگی خود شکل دهید تا اینکه هرزمانی با آن روبرو شدید بدانید که چطور از پس آن بربیایید.

به طور مثال بهتر است صبح ها را برای پیاده روی در مکانهای مختلف برای خود اختصاص دهید، انجام اینکار برای چند روز یک حالت ساده تری از سفر را برای شما تداعی می کند. در واقع برای خود یک عادت جدید ایجاد می کنید چرا که بسیاری از کارهای معمول زندگی هم از سر عادت هستند به عنوان مثال برای ظهرها یک نوع غذای خاص و برای صبح ها و شب ها نوع دیگری از غذا را در نظر می گیرید و این عادت به مرور برای شما تعریف و قابل قبول شده است. شما می توانید یک روز از هفته را به عنوان روز بیرون از خانه برای خود تعریف کنید که در آن روز به جاهای مختلف همچون سینما، پارک و غیره را اختصاص می دهید که همه ی این بیرون رفتن های کوچک باعث غلبه بر حس ناامنی در بیرون از خانه می شود.

احساسات درونی و ترسهایتان را نادیده بگیرید

بسیاری از مواقع در مطالبی که در مورد سفر می خوانم اشاره می شود که به احساسات درونی خود در طول سفر توجه کنید. مشکلی که در مورد افراد مضطرب وجود دارد این است که احساسات درونی اشان مرتبا در مورد رخ دادن اتفاقی هشدار می دهد. اگر من به این احساسات و ترسهایم توجه کنم دیگر به ندرت می توانم از خانه هم خارج شوم و یا حتی دعوت دوستی را قبول کنم.

مقداری پول برای روزهای سخت در نظر بگیرید

هرکسی دوست دارد که در طول سفر خرج کمتری داشته باشد و مقداری از آن را برای شرایط خاص کنار بگذارد. اما اینکه همیشه بخواهید خودتان را مجبور کنید که از ارزان ترین گزینه ها استفاده کنید می تواند اثر منفی بر روی اعصاب و روان و همچنین خاطرات شما بگذارد. مانند اینکه هر شب خود را در اقامتگاهتان بگذرانید و یا اینکه برای مسیر طولانی از اتوبوس استفاده کنید تا اینکه چند دلار پول پس انداز کنید اینکار باعث می شود که شما درگیر یک اضطراب بزرگ شوید. توصیه من به شما این هست که برای این مواقع چند صد دلار کنار بگذارید.

در لائوس من 48 ساعت سخت از زندگی خود را تجربه کردم، حتی ناچار شدم سوسک بخورم، در مکانی که در عمرم یکی از کثیف ترین جاها بود اقامت کردم، زنی در کنارم بود که داشت در اثر مالاریا جان خود را از دست می داد، زن و شوهر غمگین دیگری هم در کنارم بودند، بعدا ناچار شدم که در مکانی دیگر محبوس شوم که آن شب یک موش از صورتم هم گذشت و همچنین مرد صاحبخانه از نظر جنسی به من اهانت می کرد.

من در شرایط بدی بودم تا اینکه تصمیم گرفتم بخش قابل توجه ای از هزینه سفرم را برای تغییر شرایط و روحیه ام خرج کنم. یک هتل خوب در شهر برای خودم رزرو کردم و یک روز را در هتل به خواب و استراحت مطلق پرداختم و برای خودم یک غذای گران قیمت و مقوی سفارش دادم و به سر و وضع خودم رسیدم. با این زمانی که به خودم اختصاص دادم اضطرابم کاهش پیدا کرد و اعتماد به نفسم را برای ادامه سفر بالارفت.

امیدوارم که همچین اتفاقی در طول سفر برای شما نیافتد اما اگر با چنین موقعیت استرس زا و تلخی روبرو شدید، برای خود مکانی مناسب در نظر بگیرید و زمان و هزینه اختصاص دهید. برای تمدد اعصاب خود حمامی طولانی با آب گرم داشته باشید حتی اگر آن زمان بیشتر از برنامه ریزی سفرتان باشد حتما نادیده نگیرید. اما این وقفه نباید طولانی باشد چرا که من خودم اگر به آرامش درونی برسم برایم سخت می شود که دوباره انگیزه ادامه سفر پیدا کنم. توصیه من استراحت به مدت 3 روز در مکانی مناسب است و باید بعد از 4 روز از این شرایط جدا شوید ( البته این مدت زمان برای هرکسی متفاوت است بنابراین متناسب با زمان مناسب خاص خود این کار را انجام دهید).

 یادتان باشد بعضی از بدشانسی ها می تواند تبدیل به یک تجربه خوب شود

زمان هایی در سفر می شود که احساس می کنم دچار بدشانسی شدم و زود دلسرد و ناامید می شوم و ترجیح می دهم به خانه برگردم، اما چیزی که می تواند این احساس را تغییر دهد نوع نگاهی متفاوت به آن پیشامد است.

اضطراب معمولا آدم را دچار فکرهای غیرعادی می کند، دائما سناریوهای نگران کننده مختلفی را برای آدم درست می کند که در بعضی از مواقع ممکن است آن اتفاق بیافتد اما باز شما از آن نجات پیدا می کنید که در نتیجه بهتر درک خواهید کرد که شما قوی تر از تصورات و نگرانی هایتان هستید. بسیاری از افکاری که باعث اضطراب شما می شوند به آن بدی که شما آنها را تصور می کنید نیستند و شما در کنترل آنها تواناتر هستید.

منطقه امنتان را ترک کنید

روبرو شدن با ترسهایتان بسیار موثرتر و آرامش بخش تر از دوری و اجتناب از آنها است و بهترین راه برای غلبه بر اضطراب، روبرو شدن با یکی از ترسهایتان در طول روز است و سفر کردن هم یکی از موارد است!

برای درک بهتر از ترس استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی در شهر مقصدتان و یا روبرو شدن با افراد غریبه، هر روز سعی کنید به طرق مختلف خودتان را در برابر این نوع از ترسها قرار دهید تا بتوانید بر این احساسات غلبه کنید.

سوالات مختلف در مورد شهر مورد نظرتان را در گوگل جستجو کنید مثلا پایانه های مسافربری و حمل و نقل درون شهری را با Google Map بررسی کنید تا اینکه زمانی که به آن شهر رسیدید با اعتماد به نفس بیشتری به جستجو بپردازید و اضطراب کمتری را تجربه کنید.

تمرین های تنفسی – ریلکسیشن – و موارد آموزشی مختلف جهت کنترل اضطراب ها را یادبگیرید تا در حین سفر از این موراد برای کاهش اضطراب خود استفاده کنید. به عنوان مثال به مدت 5 ثانیه عمل دم و در مدت 7 ثانیه بازدم را انجام دهید. در بعضی از مواقع از کشی به دور دستانتان برای منحرف کردن افکارتان در حین اضطراب استفاده کنید من از این دو روش در مواقعی که دچار اضطراب می شوم استفاده می کنم.

از محرک های اضطراب دوری کنید

الکل اضطراب من را بدتر می کند بنابراین در سفر کاملا از آن دوری می کنم. قبل از سفر لیستی از مواردی که بایستی از آنها دوری کنم تا اضطرابم را افزایش ندهند تهیه می کنم. مثلا اگر الکل و دخانیات باعث افزایش اضطراب شما می شود از آن دوری کنید چرا که ارزش اینکار را دارد.

تجربیاتتان را با دیگران مقایسه نکنید

به آسانی می توان با مقایسه شرایط خود با خوشی ها، احساسات خوب دیگران و یا عکس های زیبای آنها از سفرشان را به عنوان دستاویزی برای سخت گیری به خود استفاده کنید. با این نوع از مقایسه ها احساس نالایقی به افراد دست می دهد و فکر می کنید که شما تنها فردی هستید که دارید رنج می کشید. با مقایسه زیاد خوشی های دیگران با زندگی خود باعث می شوید که اعتماد به نفستان برای استفاده از فرصت های پیش آمده را از دست بدهید. به این نوع از مقایسه ها اجازه ندهید که باعث اضطراب شما شود. یادتان باشد که هرکسی در سفر سختی هایی را تجربه می کند که شما معمولا آن سختی ها را نمی بینید بنابراین نگذارید این مقایسه غیرمنطقی شما را مضطرب کند.

تبدیل اضطراب به نکاتی مثبت و مفید

نوشتن اضطرابی هایم در سایت را یکی از نکات مثبت سفرهایم می دانم. قبلا از این کار دوری می کردم چرا که بسیاری از بیان این سری از مشکلات در جامعه دوری می کنند. در حقیقت می ترسیدم که دیگران نظری منفی در مورد من پیدا کنند مثلا اینکه من را به عنوان یک همسفر بد ببینند و باعث شود که فرصتهایی را از دست بدهم. اما با انتشار احساساتم، افراد بسیار دیگری هم که با اضطراب از سفر روبرو بودند داستانهای خودشان را با من در میان گذاشتند. ایمیل های بسیاری از افراد درگیر اختلالات اضطرابی دریافت کردم که قصد سفر دور دنیا را داشتند که در نهایت هم توانستند در این راه موفق شوند. در مقابل ایمیل های دیگری هم از این افراد می رسید که آرزوی سفر کردند داشتند اما در این راه بسیار مضطرب و مستاصل بودند.

نوشتن از انفاق های ناخوشایند و معایب سفرم به من در کنترل اضطراب کمک بسیاری کرد و ناشران مطرح دیگری هم از این مسائل استقبال کردند و من کتاب خود را تحت عنوان " چطوری نباید دور دنیا سفر کرد" چاپ کردم که به ارائه راه حلهایی برای خارج شدن از منطقه امن و سفر کردن و در نهایت علاقه مند شدن به سفر می پردازد.

________________________________

پنج سال پیش در خانه نشسته بودم و آرزوی سفر کردن دور دنیا را تصور می کردم. حتی نمی توانستم باور کنم که این شجاعت را پیدا کنم که از شهر خود بیرون بروم. الان در آپارتمان خود در مادرید هستم، 4 سال سفر کرده ام و 60 مهر روی پاسپورت خود دارم و در طول یکسال گذشته تنها 2 مرتبه دچار حملات اضطراب (پانیک) شده ام.

سفر یکی از مواردی بود که در بهبود اضطراب به من کمک کرد. البته در بعضی از مواقع در سفر دچار وحشت و اضطراب بسیار شده ام اما سفر من را برای خارج شدن از محدوده امن مجبور و ترغیب کرده است و به من آزادی عمل برای انجام هرکاری در هر زمانی را داده است و باعث آرامش اعصاب من شده است. من به باوری رسیده ام که معتقدم با داشتن اختلالات اضطرابی ناتوان کننده هم می توان دور دنیا را گشت.