باسلام

من خیلی دوست دارم بعضی از وقت ها تنها باشم ولی اکثرا بابت وسواس ها و فکرهایی که تو تنهایی طرفم میاد ناراحتم می کنه کلا من کسایی که می تونن تو تنهایی بسازن آدمهای بالایی می بینم چون تو تنهایی همه با افکار و ذهنیتهاشون روبرو می شن و شاید تو این مواقع حسهای مختلفی از ترس ، اضطراب ، پشیمونی ، نفرت ، بیزاری و... بهشون دست بده بابت همین دوست ندارند هیچوقت تنها باشن

علت انتخاب این موضوع بابت این بود که دوروز پیش اضطراب ها سراغم اومد بودن و نسبت به همه چیز احساس ناخوشایندی داشتم.

صبح اش ساعت 8:50  مادرم بیدارم کرد گفت باید بریم بازار برای بابات کاپشن بخریم چون آخر فصله قیمتاشون خیلی پایین میاد من آماده شدم بریم سوار اتوبوس که شدیم از اول صبح فکرها از تو راه(تو راه فکر بیشتر میاد سراغم) شروع شد اولش راحت ردشون می کردم بعد یه خورده سخت شد

 با مادرم تو خیابون راه افتادیم و باهم حرف می زدیم کلی بهم اون لحظه ها خوش می گذشت و رفتیم یه کاپشن خیلی خوب به قیمت 50 تومن خریدم(باورش سخته خوب زنها به نظرم بیشتر از شوهراشون شور پول شوهراشونو می زنن بابت همین مامانم برای خرید این فصل مشتاق تر بود).همین که دوباره سوار اتوبوس  شدیم وتنها  شدم تو راه دو مرتبه اضطرابها میومدن سروقتم این افکار رو تا عصر داشتم و هی توی این مواقع فکر خیلی از علت ها می گشتم مثلا با خودم می گفتم

علت این حالتام بابت نوشتن مطالب توی سایته، یا یه وقت دیگه با خودم می گفتم خدا داره تنبیهم می کنه حموم رفتم از اینکه توی حموم بسته گیرکرده بودم ترسدم زود اومدم بیرون

عصرشم به صورت اتفاقی خواهرم فشارمو گرفت یه ذره فشارم بالا بود دو مرتبه فکرا فتیله اش زده شد تو این وقت بهش می گن افکار تحریک کننده

اونشب می خواستم یه مطلبی بنویسم نتونستم یعنی نذاشت اونوقتم به خودم قول دادم برای بهتر شدن حالم من بعد باید حتما مطالب امیدوار کننده و راه حل برای معالجه توی سایتم قرار بدم

فرداشم به دوستم گفته بودم میام گول فنی بازی کنم شب قبلش به خودم گفتم تا کنسلش کنم تا فردا راحت باشم مامانم گفت اینکار رو نکن فرداش که 22 بهمن بود و راهپیمایی بود رفتم سر قرارلبخند تا بچه ها اومدن و بازی کردم تا نصف بازی افکارم تو هم بود از نصف بازی به بعد احساس بهتری بهم دست داد تا عصر هم بهتر تونستم فکرامو رد کنم خدا رو شکر بخیر گذشت ان شاالله خدا کمکم کنه در واقعه کمکه همه بکنه الانم که دارم این مطالبو می نویسم خدا رو شکر داره برف میاد

 

دو نکته مفید:1- روش تنفس تونست یه جاهایی آرومم کنه که اینو تو پست بعد می زارم 2-ورزش واقعا تونست تحملمو بیشتر کنه و باعث آرامشم بشه که واقعا غنیمت بود می خوام یه برنامه ورزشی مناسب برای خودم شروع کنم فرداهم می خوام با یکی از بچه ها بریم استخر 

به امید روزی که افکار مزاحم راحتمون بذاره و در ضمن توی پست های بعد روشهای عمومی و خاص کنترل وسواس فکری رو انشاالله می گم همتونو می سپارم به خدا