سلام

سوالی که شاید در ذهن خیلی از افراد باشد این است که چرا دچار بدبینی زیادی هستند و افکار منفی آنها را بسیار درگیر خودشان کرده است. کسی که دچار اختلالات اضطرابی و یا وسواس فکری باشد و زمانی فکر منفی برایش ایجاد می شود بسیار ناراحت می شود و اگر باز هم دوباره این فکر منفی برایش تکرار شود به فکرش می گوید چرا دوباره به این مسئله فکر می کند.

خوب خسته شدید از افکار منفی؟

آیا دوست دارید که خیلی خوش بین باشید؟

آیا افکار منفی واقعا هیچ ارزشی ندارند؟

حالا می خواهم به شما بگویم افکار منفی هم قدرت های مثبتی دارند

در تحقیق روانشناسهای نرویم و کانتر به این مسئله پرداخته اند که آیا واقعا افکار منفی می تواند اثر مثبتی داشته باشند. البته کتابی هم به عنوان قدرت مثبت افکار منفی نوشته اند.

به چند حالت پرداخته اند که جالب است اینجا اشاره شود.

کار دو فرد خوش بین و بدبین محافظ کار

 بازی دارت را برای این دو دسته از افراد تشکیل دادند

کسی که خوش بین بود قبل از پرتاب دارت در ذهنش فکر می کرد که همه چیز آرام و عالی است و همه چیز به خوبی پیش می رود.

اما کسی که بدبین بود قبل از پرتاب دارت به خودش می گفت حتما به هدف نمی زند 

عملکرد این دو دسته که مقایسه شد دیده شد که افراد بدبین 30 درصد دقیقتر به هدف می زدند. دقیقا این دقت 30 درصدی در حالی به دست می آمد که آن فرد مرتبا به خودش می گفت نتیجه دلخواهی بدست نمی آورد. و نتیجه گرفتند که خوش بینی نمی تواند عملکرد بالاتری بدست آورد.

و همچنین گفتند که اگر فرد بدبین را در انجام کاری خوشحال کنید و بخندانید عملکرد پایین تری بدست می آورد.

 

 نوع تشویق

سوالی که پیش می آید این است که آیا هر نوع تشویقی می تواند مثبت و درست باشد؟

در تحقیقشان آمدند این دو دسته از افراد را به صورت زیر تشویق کردند:

ابتدا نگاهی به نمرات آنها در دانشگاه انداختند بعد اینطوری تشویق کردند:

خیلی خوب است نتایجی خوبی توی گذشته داشته ای، فکر می کنم با اعتماد به نفس زیادی تونستی از پس کارات بربیای. مطمئنم که می تونی از پس کارهایی که بهت می سپاریم خوب بربیای.

این تشویق تونست افراد خوش بین را به اندازه 14 درصد توی کارشان موفق کند.

اما عملکرد افراد بدبین را به صورت قابل توجه ای و به اندازه 29 درصد کاهش داد. این تشویق باعث افزایش اعتماد به نفس آنها و در نتیجه کاهش اضطراب آنها شد و این سرکوب اضطراب برای آنها باعث شد که سطح توقع پایین تری بدست بیارند. و این سطح توقع پایین عملکرد آنها را کاهش داد.

 

نگران نباشید! تنها باعث نا امیدی می شود

وقتی مضطرب هستیم همه بهمون می گن سعی کن منحرفش کنی، دقت کردید بعضی از افراد می گویند اینطوری فکر نکن که اگر اینطوری فکر کنی حتما این اتفاق سرت می آید حالا این چقدر حقیقت دارد؟ که این دو نفر در تحقیقاتشان به این نتیجه رسیدند:

زمانی که فرد مضطرب است از نظر ذهنی توانایی بالاتری دارد توی تحقیقشان آمدند به افراد گفتند که یکسری از جمع و تفریق های ریاضی ر در ذهنتان انجام دهید و نتیجه اش را به ما بگویید:( مثلا 35+421+157-256)

 افراد مضطرب و بدبین توانستند بهتر عملیات ریاضی را در ذهنشان انجام دهند تا افراد خوش بین

آنگاه آمدند افرادی را که مضطرب بودند به کاری مشغول کردند تا از حالت اضطراب خارج شوند و بعد از اینکه آرامتر شدند دوباره این مسائل ریاضی را تکرار کردند و دیدند همان افراد 25 درصد دقتشان کمتر شد

( به نظر من هم کسانی که اضطراب دارند می توانند عملکرد بالاتری داشته باشند)

تصورات منفی ذهن

کسانی که تصورات مثبت از آینده دارند به موفقیت کمتری می رسند( این تحقیق در نشریه علمی روانشناسی اجتماعی چاپ شده است). و افرادی که تصور کاهش وزن و یا نگرانی از قطع روابطشان با افراد در آینده دارند دچار این حالات نمی شوند. کسانی که در شروع کار می گویند 

این کار را من حتما انجام می دهم

نتیجه بدتری نسبت به افرادی که به خودشان می گویند : آیا من می توانم انجام بدهم؟ بدست می آورند

در کتاب انسان برای فروش هم گفته شده است، که تایید شدن، باعث ایجاد حس خوب می شود اما باعث پیشرفت فرد نمی شود.

-----------------------------------------------------------------------------------

حالا سوالی که باز پیش می آید این است که آیا در این دنیا باید از داشتن افکار منفی متنفر باشیم و آیا باعث پیشرفت نمی شود افکار منفی در واقع دارد همه حالات را در نظر می گیرد و فرد را از حالت ساده به حالت پیچیده تری تبدیل می کند

به نظر من در خیلی از مواقع که متاسفانه از بعضی از افراد کلاهبرداری می شود و یا اتفاق های ناگواری برای بعضی از افراد می افتد، اگر آن فرد نگاه منفی به بعضی از مسائل داشت دچار خیلی ازمصیبت ها و گرفتاری ها نمی شد

افکار منفی در واقع هدف حفاظت از افراد را دارد 

برخوردی متفاوت با افکار منفی

نمونه های مختلفی را می توان در قرآن مشاهده کرد که یک فکر منفی باعث ایجاد تغییر در روال عادی شرایط شده است. در زیر نمونه یکی از افکار منفی را با هم می بینیم

خوب فکر کنم همه داستان زکریا را می دانیم او در زمان پیری به خدا گفت:

زکریا از خداوند در سوره مریم  ذکر شده است «ذکر رحمة ربک عبده زکریا * إذ نادى ربه نداءا خفیا * قال رب إنى وهن العظم منى واشتعل الرأس شیبا ولم أکن بدعائک رب شقیا * وإنى خفت الموالى من ورائى وکانت امرأتى عاقرا فهب لى من لدنک ولیا * یرثنى ویرث من آل یعقوب واجعله رب رضیا» (مریم آیات 2 - 6)

ترجمه :

پروردگارا، استخوان هایم سست گشته و پیرى مویم را سپید نموده است، ولى من هیچ گاه از عطاى تو محروم نبوده ام. بار خدایا، من از این وارثان کنونى بیمناکم که راه باطل پویند و همسرم نیز نازاست، از پیشگاه خود به من جانشینى شایسته عنایت کن که وارث من و همه آل یعقوب باشد، خداوندا، او را وارثى پسندیده و صالح مقرر دار. 

در اینجا فکر و نگرانی از آینده زکریا را مضطرب کرده است از آینده ای نامعلوم، و او با آن نگرانی شروع به دعا کرد 

و جالب است که در این وقت که خدا با خواسته اش موافقت کرد زکریا بسیار مبهوت شده بود و در جوابش گفت:

ای خدا، چگونه من بچه‌دار می‌گردم، در حالی که پیر و فرتوت گشته‌ام و همسرم نازا است؟
خطاب رسید: خداوند هر کاری را بخوهد میسور است.»( سوره‌های آل عمران، آیه 40 – مریم، آیه 9و 8).

و خدا به زکریا فرزندی صالح به نام یحیا داد که در قرآن به نیکی از آن یاد می شود.

آن نگرانی از آینده و اضطرابها برای زکریا با عمل مناسب دعا باعث شد که نتیجه ی مثبتی را برای او به عمل بیاورد.

فکرهای منفی اگر با عمل دعا همراه شود بهترین نتیجه را خواهد گرفت و همانطوری که اشاره کرده ام هنوز شناخت ما از افکار بسیار پایین است و همچنین درک پایینی از وجود خدا داریم.

افکار منفی در دوران اضطراب می تواند باعث شود که بیشتر برای موارد ناشناخته در آینده دعا کنیم