سلام

در این پست می خواهم در مورد اضطراب از سلامتی حرف بزنم.

فکر کنید الان تنها نشسته اید یکدفعه وسواس فکری برای شما شروع می شود همه می دانیم که قراره در حمله ای که روبرومون هست کلی بترسیم اون هم با ترسهای مختلف حالا یکی از این ترس ها، ترس از سلامتی است که در دنیا با اصطلاح Hypochondria شناخته می شود.

این مورد خیلی در افراد با اختلالات اضطرابی مشاهده می شود که مرتبا می خواهند بدانند که آیا به یک بیماری خاصی مبتلا هستند و یا خیر با اتمام حمله وسواس فکری و تخلیه انرژی ذهنی آن برای شما در این مواقع می خواهید واقعا مطمئنا شوید که چه مشکلی دارید ترسها زیاد است فقط نیاز است شما به یکی از این ترسها یه خورده عکس العمل نشان دهید اون دیگه خودش راهش رو پیدا می کند و حسابی بهتون می چسبد!

حالا واقعا 

1- آیا حمله ی قلبی بدتر است و یا ترس از حمله قلبی؟

2- دیوانه شدن بدتر است و یا ترس از دیوانه شدن؟

3- آیا مردن بدتر است و یا ترس از مردن؟

و....

این که خودتان رابیمار فرض کنید یکی از این ترسها است.

البته من معتقدم کسایی که در ابتدای راه  وسواس فکری هستند بهتر است با آزمایش ها مختلف از سلامتیشان مطمئن شوند یعنی اگر ترس از حمله قلبی دارند بهتر است بروند آزمایش قلب بدهند تا ذهنشان یه خورده با آزمایش به آرامش برسد حتی اگر از ترس اینکار را برای سه مرتبه هم انجام دهید باز هم قابل قبول است.

البته یادمه بیشتر از 18 سال نداشتم که رفتم آزمایش قلب دادم خوب همه افرادی که اونجا اومده بودند سن هایشان بالا بود خیلی اونجا دلم به حال خودم می سوخت که چرا من.... ولی مصمم بودم به خودم ثابت کنم که چه مشکلی دارم دوست نداشتم یک عمر توی ترسش باشم

پس خواهشا اگر ترس از سلامتی دارید برید آزمایش بدهید و اصلا نیاد توی گوگل سرچ کنید! گوگل بیشتر اذیتتان می کند.

خوب در اینجا چند کلمه سخن با دوستان 

روانشناس، روانپزشک و دکترهایی که با افراد اختلالات اضطرابی کار می کنند:

سلام

همیشه خوب هست باعث رشد هم شویم انتقاد کنیم راه حل بدهیم اما نه در پله ی انتقاد گیر کنیم

می خواهم به شما دوستان بگویم افراد مختلف با اعصاب و روانهای مختلف به پیش شما می آیند که همگی دنبال آرامش می گردنند پس با حوصله با این افراد برخورد کنید این افراد نیاز به حمایت  و وقت بیشتری دارند.

درست حرف بزنید! وقتی کسی در اضطراب گیر افتاده است نیاز به حرفهای با قاطعیت بیشتری دارد به طور مثال وقتی دکتری که نتایج آزمایش قلب را برای این افراد بیان می کند و می گوید که هیچ مشکلی وجود ندارد از لحن و مکث دکتر باعث می شود فرد با وسواس فکری را دوباره برای گرفتن آزمایش قلب مصمم کند پس بهتر است این مسئله را بهتر درک کنید!

همه ما باید آگاهیمان را بیشتر کنیم و صرفا با گرفتن یک مدرک همه چیز تمام نمی شود همانطوری که گرفتن گواهی نامه رانندگی بیانگر این نیست که فرد در رانندگی مسلط است و حتی با گذشت زمان هم آن فرد شاید در رانندگی مسلط نشود و خیلی جاها دچار افت شود و مسائل مهم آن را هم نادیده بگیرد

و خواسته ی آخرم از شما به روز تر باشید و تمام اتفاقهایی که قراره در وسواس فکری بیافتد را با این افراد در میان بگذارید.

هیچکدام از این علائم به من گفته نشد و چه روزهایی از ترس داشتن انواع بیمارهای با خودم درگیر بودم یک روز ترس از حمله قلبی یک روز از تنگی نفس یک روز از سرگیجه و... کاشکی اولین دکتری رو که دیده بودم به من اینها را بهتر توضیح می داد

به هرجهت ما سوختیم! اما امیدواریم بتونم حداقل باعث روشنی دیگران شوم