وسواس فکری و ازدواج

با سلام

می خوام درمورد ترسهام از ازدواج به عنوان یه بیمار وسواس فکری و جایگاه ازدواج برای این بیمارها حرف بزنم.البته من هنوز ازدواج نکرده ام شاید نظراتم در آینده تغییر بکنه در ابتدا از ترسهام در مورد ازدواج که در زیر لیست شده اشاره کنم:

1-ترس از بحث های خانوادگی

2-ترس از اینکه زنم اذیتم بکنه

3-ترس از اینکه زنم منو با دیگرون مقایسه کنه

4-ترس از اینکه زنم با مادرم وارد جر بشن

5-ترس از اینکه زنم با خواهرم وارد جر بشن

6-ترس از هزینه های ازدواج و هزینه های زندگی

7-ترس ازاینکه من نتونم مثل پدرم که تو زمانشون تشکیل خانواده و خانه کردن راحت تر بود از پس این کارا بر بیام

8-زنم به من ظلم کنه

9-شخصیت متزلزلی به عنوان پدر برای بچه هام داشته باشم

10-نتونم باعث آرامش و پشتیبانی خونواده ام بشم

و چیزهای دیگه که الان توی ذهنم نیست نمی دونم چند مورد از این موارد دلمشغله دیگرونه البته می خوام توجه تون به یه تحقیق جلب کنم که Neeltje M. Batelaan  و  همکاران که در مقاله ای تحت عنوان وسواس فکری و شروع بیماری های قلبی که روی 5149 نفر انجام شد که نتایجش شده موارد زیر:

 

1- بیماران وسواس فکری در معرض خطر بیماری های قلبی بیشتر قرار می گیرند(واقعا که جالب نیست)

2- مردهایی که وسواس فکری دارند و ازدواج نکردن، سیگار می کشند و دیابت دارند در معرض خطر قلبی بیشتری روبرو هستند( خوب فعلا دو مورد از موارد بالا رو ندارم بهتره با تمام ترسام تو فکر مورد اول باشم)

3-اگر روشهای زندگی بیمار تغییر کنه با تحت معالجه بیماران وسواس فکری خطر بیماری های قلبی کم میشه

خوب پس یه نتیجه گیری کلی

ازدواج کنم بیماری قلبی نمی گیرم و روش زندگیمم تا حدودی عوض کنم